آرشيو فوریه 2017 - اولین همراه

اولین همراه

فوریه 2017 - اولین همراه

خبر جدید زیر رو بخونید:

دکتر ولایتی رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام با خانم  هدیه عباس رئیس مجلس سوریه که برای شرکت در ششمین کنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین در تهران به سر می‌برد و هیئت همراه وی در تاریخ ١٣٩٥/١٢/٣ دیدار و گفتگو کرد.

در این دیدار آقایان غلامرضا فروزش قائم مقام رئیس و معاون
امور اجرایی و اطلاع‌رسانی، محمدحسین ملائک جانشین معاون پژوهش‌های سیاست خارجی،
دکتر مهدی نوید ادهم مشاور رئیس مرکز و تعدادی از کارشناسان مجلس شورای اسلامی،
وزارت امور خارجه، مرکز تحقیقات استراتژیک به همراه خبرنگاران رسانه‌های جمعی نیز
حضور داشتند.

در ابتدای این دیدار دکتر ولایتی ضمن خوش‌آمدگویی به هیئت
سوری اظهار داشت: دیدار ما و شما در ایران، دیدار میزبان و میهمان نیست. ایران
دوست سوریه است و شما در ایران در کشور خودتان هستند.

خانم هدیه عباس با اشاره به سخنرانی مقام معظم رهبری در
کنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین گفت: سخنرانی ایشان بسیار مهم و برای آینده
فلسطین به منزله دستور کار می‌باشد. وی از حمایت‌های ایران از ملت و دولت سوریه
تشکر کرد و از دکتر ولایتی خواست تا پیام تشکر ایران را به رهبری فرزانه ایران
برساند.

رئیس مجلس سوریه با اشاره به حمایت‌های ایران در مبارزه با
تروریسم گفت: دست‌آوردهای اخیر نظامی و سیاسی مهم در سوریه به خاطر حمایت و همکاری
ایران و محور مقاومت با دولت سوریه است. شرایط کنونی سوریه با ٦ سال قبل تفاوت
زیادی پیدا کرده است، در حال حاضر مناطق زیادی از کشور سوریه آزاد شده است.

وی افزود: اگر حمایت ایران، روسیه حزب‌الله و محور مقاومت
از ملت سوریه نبود. پیروزی‌های امروز به دست نمی‌آمد و بهبود شرایطی هم وجود
نداشت.

در پایان این دیدار، دو طرف در جمع خبرنگاران حاضر
شده و به سؤالات آنان پاسخ گفتند.

دیدار رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک با رئیس مجلس سوریه از سایت های مرجع دیگر در اولین همراه منتشر شده است
منبع

خبر جدید زیر رو بخونید:

اولین همراه:متن زیر مشروح درس اخلاق آیت الله قرهی است که در ادامه می خوانید؛

مصادیقی از مکر ذهنی


اگر انسان، قدرت کنترل فکر را از دست بدهد، دچار مکر فکر – که
همان ورود به خدعه‌ی شیطانی است – می‌شود. بیان کردیم: اوّلین خدعه و مکر
را به خود انسان می‌زند، در حالی که توجّه به این مطلب ندارد. گاهی او را
به عبادتش، عنوانش، ظاهر سواد و علمش فریب می‌دهد. گاهی هم او را به این که
به هر حال عاقبت به خیر می‌شوم، فریب می‌دهم، امّا یک موقع چشم باز می‌کند
که درون قبر است. این نوع خدعه‌ها و فریب‌ها از راه تفکّر برای خود فرد به
وجود می‌آید.


لذا اگر توانست خدعه و فریب را برای خود فرد به وجود بیاورد،
معلوم است آن شخص به مکر زدن و فریب دیگران هم ورود پیدا می‌کند. وقتی وجود
خودش را از دست داد، وقتی تصوّر کرد به توبه می‌توانم برگردم، وقتی او را
فریب داد که تو مهلت داری؛ دیگر چنین شخصی دیگران را هم فریب می‌دهد.


اتّفاقاً یکی از خدعه‌هایی که خود خدا به اهل مکر می‌زند «وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرین‏»[۱]، همین است که آن‌ها تصوّر می‌کنند در قوّت و قدرت هستند و خدای متعال می‌فرماید: «أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً»[۲]، آن‌ها را به حال خودشان وامی‌گذارم.


گاه به عنوان این که من قوّت، قدرت و تفکّر دارم و تشخیص
می‌دهم، مکر می‌زند. مکر ذهنی و فکری، عجیب است و دایره‌ی وسعت آن، زیاد
است. حتّی گاه به این عنوان که این اجتهاد شخصی خود من است، من انسان هستم و
ادراک دارم، انسان، حرّ است، انسان هست و تفکّرش، انسان هست و ناطقیّتش،
او را فریب می‌دهد. مثلاً می‌گوید: بیان شده: «الانسان حیوان ناطق» پس من
خودم قدرت تفکّر دارم، دیگر این که می‌گویند: دست انسان نباید از دست ولیّ و
حجّت خدا جدا شود، چیست؟! مگر من خودم قدرت تفکّر و تأمّل ندارم؟! گاهی هم
به عنوان تعقّل در مقابل تعبّد بسنده می‌کند و می‌گوید: من خودم عقل دارم و
می‌توانم. لذا همه‌ی این‌ها مکر و خدعه‌ی ذهنی است که تفکّر انسان را به
بیراهه می‌کشاند و او را از بین می‌برد.


نمونه‌های بارز آن در عالم وجود، همان چیزی است که توّابین
داشتند. قبل از این که به امام ملحق شوند، به ظاهر تفکّر کردند. حقیقت این
است که بی‌عقل و بی‌خرد بودند و خرد دینی نداشتند، امّا به صورت ظاهر برای
خودشان تعقّل و تفّکر کردند. احساس کردند زمانش نیست و فریب خوردند.


بعد از شهادت أبی‌عبدالله باز به این که ما باید کشته شویم و
در راه أبی‌عبدالله(علیه الصّلوة و السّلام) تکّه‌تکّه شویم؛ بدون این که
با حجّت خدا و امام زمان خودشان مشورت کنند، دچار مکر فکری شدند.


پس این که بیان می‌کنیم مکر و خدعه‌ی ذهنی، فقط به این معنا
نیست که در اموری که معلوم، محسوس، مشخّص و مبرهن است که این‌ها گناه است،
به وجود بیاید. مثلاً آن کسی که به امید این که به هر حال یک روزی نجات
پیدا می‌کند، دست به کاری که می‌داند نارواست می‌زند، معلوم است دارد گناه
می‌کند. امّا کسی هم هست که به صورت ظاهر گناه نمی‌کند، امّا دچار خدعه‌ی
ذهن و فکر می‌شود و به همین خاطر به بیراهه کشیده می‌شود.


عبد، با تفکّر، اختیارش را به دست مولایش می‌دهد


برای در امان ماندن از همین مطالب است که بارها این ذکر را
بیان کردم و بیان خواهم کرد، مقیّد هم هستم که در اوّل خطبه بیان کنم و آن،
این است: «أَعُوذُ بِاللَّهِ‏ السَّمِیعِ‏ الْعَلِیمِ‏ مِنْ هَمَزاتِ
الشَّیاطِینِ‏ وَ أَعُوذُ بِاللّه أَنْ یَحْضُرُونِ‏ إِنَّ اللَّهَ‏ هُوَ
السَّمِیعُ الْعَلِیم». به من و شما هم توصیه کردند: ده مرتبه قبل از طلوع
آفتاب و ده مرتبه قبل از غروب آفتاب، این ذکر را بگوییم و حداقل بر این ده
مرتبه مراقبه کنیم و انجام بدهیم.


همزات، جنگ‌های نرم شیطان است که به نفوذ و براندازی از درون،
به واسطه‌ی تفکّر می‌انجامد، امّا خدعه و فریب نفس، این «أَعْدَی‏
عَدُوِّکَ‏ نَفْسُکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْک‏»[۳]،
زمینه را برای ورود شیاطین جنّ و انس فراهم می‌کند. گاه ورود آن‌ها از این
نوع است که انسان، فریب نفس را خورده و در گناه غوطه‌ور شده، امّا از طرفی
دل خوش به آینده و بخشش است. و گاه اتّفاقاً فریب به عبادت است، آن هم
عبادتی که خود، تشخیص می‌دهد این کار را انجام بدهم، این‌طور باشم و … .


لذا شاید قید عبد که ما باید عبد خدا شویم، برای همین موضوع
است که وقتی انسان، عبد شد، دیگر اختیاری از خود ندارد. البته طبیعی است
بیان کردیم: «ع» در العبد، معرفت الله است، لذا طبیعی است عبودیّت، با
معرفت، عرفان و شناخت است. اصلاً نمی‌شود کسی، عبد بما هو عبد باشد و بدون
شناخت حرکت کرده باشد.


پس آن کسی عبد است که با معرفت ورود پیدا کرده است و إلّا آن
کسی که بدون معرفت حرکت کند، امکان دارد چند صباحی جلو برود، امّا یک موقعی
فریب نفس و شیاطین جنّ و انس را می‌خورد و گرفتار و بیچاره می‌شود. امّا
آن کسی که از روی تحقیق، شناخت و معرفت، جلو رفت، در بندگی و عبودیّت هم به
حقیقت بنده و عبد بما هو عبد می‌شود.


آن‌جاست که وقتی شناخت پیدا کرد، دیگر تمام وجودش را در
اختیار مولا قرار می‌دهد و در آنچه که اوامر از ناحیه‌ی مولاست، إن‌قلت
نمی‌آورد و اشکالی نمی‌گیرد، چون از روز نخست با معرفت، نه با احساسات
تنها، جلو رفت.


اتّفاقاً باز یکی از خدعه‌ها و مکر ذهنی، این است که انسان در
برهه‌ای از زمان، بدون معرفت، در تعبّد جلو رود، چون عبادت بدون تأمّل و
معرفت، گاهی وسط راه، او را زمین می‌زند. اصلاً یک دلیل و برهانی که
فرمودند: اصول دین، تقلیدی نیست و تحقیقی است، برای همین است که یک موقعی
خدعه‌ی فکر و ذهن را نخوریم. البته آن ذهنی که در اختیار شیطان و نفس است و
إلّا در مباحث گذشته بیان کردیم: اسّ و اساس تفکّر، خیر است و در غیر این
صورت اصلاً تفکّر نیست، بلکه ظاهرش، تفکّر است و در اصل، اختیار سپردن به
دست أعدی عدوّ (نفس) و دشمن بیرونی (شیطان لعین و رجیم) است. اتّفاقاً این،
تفکّر نیست و بی‌تفکّری و بی‌اختیاری است. آن‌جا که می‌گوییم: اختیار دست
مولاست؛ چون با تفکّر، جلو رفت. به این نکات دقّت کنید و در این جورچین،
حتماً تأمّل کنید و گام به گام آن را بررسی کنید.


بعد از تفکّر و معرفت، اختیار به دست مولا می‌دهد و لذا عبد
می‌شود. عبد می‌فهمد و ادراک دارد که من، مولایی دارم که او قادر، عالم،
سمیع و علیم است، امّا من تا جلوی پای خودم را هم به خوبی نمی‌بینم، چه
برسد آینده‌ام را. من نه از گذشته‌ام خبر دارم، نه از آینده‌ام و حتّی حالم
را هم نمی‌توانم به خوبی رقم بزنم و هر لحظه خلجان ذهنی و فکری دارم. امّا
وقتی به آن مولای قادر معرفت و شناخت پیدا کردم، حالا دیگر عبد می‌شوم.
لذا تفکّری که در این‌جا این‌گونه امور به مولا سپرده می‌شد، تفکّر حقیقی
است.


امّا در آن‌جا خدعه است که می‌گوید: تو دارای عقل و
ناطقیّت(تأمّل، تفکّر و تعقّل) هستی، خودت می‌توانی حرکت کنی. البته اصل و
اساس همین است که باید با تفکّر جلو می‌رفت، امّا این، تفکّر نیست، خدعه
است که می‌خواهد به اسم تفکّر باشد و اوّل ضررش به خود اوست.


آیا جواب کرامت، لجن‌پراکنی است؟!


یکی از خدعه‌ها برای اهل ذنوب علن، این است که اعلان می‌کند:
تو در آینده توبه می‌کنی، نگران نباش، پروردگار عالم، ارحم‌الرّاحمین و
کریم‌تر از آن است که من و تو را عذاب کند. این، فریب و خدعه است. البته
شکی نیست که او اکرم‌الاکرمین است، امّا عقل سلیم می‌گوید: در مقابل کرامت
او، بی‌ادبی است که انسان بخواهد کرامت او را لجن‌پراکنی کند – اولیاء خدا
این‌طور فرمودند و این جرأت را به ما دادند که بیان کنیم – او،
اکرم‌الاکرمین، اجود الاجودین، ارحم الراحمین و … است، امّا آیا جواب
کرامت، این است که من اهانت و جسارت کنم؟!


در مثال مناقشه نیست، اولیاء خدا بیان فرمودند: مانند این
می‌ماند که کسی هدیه‌ای بیاورد به شما بدهد و اعلان دوستی و محبّت به شما
داشته باشد و شما را در آغوش بگیرد، امّا شما جواب سلام او را لعن و نفرین
بدهی و فحّاشی و بی‌ادبی کنی. او سلام و درود می‌فرستد، نعوذبالله شما
بدزبانی و بی‌احترامی کنی. جواب کرامت کریم، تشکّر است. به ما فرمودند:
حتّی از کسی که واسطه‌ی نعمت است، باید تشکّر کنید، حضرت ثامن‌الحجج، آقا
علی‌بن‌موسی‌الرّضا(علیه الصّلوة و السّلام) فرمودند: «مَنْ‏ لَمْ‏
یَشْکُرِ الْمُنْعِمَ‏ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْکُرِ اللَّهَ عَزَّ
وَ جَل»[۴]،‏ آن
کسی از مخلوقین که نعمتی را به انسان می‌دهد و انسان از او تشکّر نکند، از
عزّوجلّ تشکّر نکرده است. مثلاً بعضی می‌گویند: خدا به او داده، او هم به
دیگران داد، خیلی هنر نکرده است. این، در مقابل آن کسی که واسطه‌ی نعمت
است، بی‌ادبی است. امام همام بیان می‌فرماید: اگر از واسطه‌ی نعمت تشکّر
نکنید، از خداوند که اصل نعمت از اوست، تشکّر نکردید.


حالا کسی بگوید: خداوند، اکرم الاکرمین است، حالا من گناه
کنم. او کرامت کرده و عقل سلیم، جسم سالم، اعضاء و جوارح سالم به من و تو
داده، ما به جای تشکّر، باید با گناه جواب کرامت‌های او را بدهیم؟! فکر
کنید یک نفر نقص جسمانی دارد و عقب‌افتاده است، یا کسی کورمادرزاد است، یا
کسی با حادثه‌ای، صورتش سوخت و اعضاء و جوارحش را از دست داد، امّا
پروردگار عالم به من و تو، حافظه و قدرت داد، چشم، جسم سالم و … داده
است. در مقابل این نعمت‌های او که اکرم الاکرمین است، باید چه کار کرد؟ اگر
کسی درب خانه‌ی ما آمد و نذری آورد، بعد من به جای تشکّر، ظرف او را
بشکنم، فحّاشی کنم و …! اصلاً عقل سلیم این را نمی‌پذیرد که به کسی که
نعمتی به انسان می‌دهد، فحّاشی کند.


لذا یکی از موارد خدعه‌ی فکری و ذهنی همین است که به انسان
می‌گوید: تو وقت و فرصت داری و خدا اکرم‌الاکرمین است. صحیح است که خدا
اکرم الاکرمین است، امّا آیا جواب اکرم الاکرمین که این جسم را به من مرحمت
کرد، این است که با این جسم، گناه کنم؟!


خدعه و مکر ذهنی این است که او را مشغول می‌کند به این که چون
خدا اکرم الاکرمین است و دنبال بهانه است تا ببخشد، در آینده تو را
می‌بخشد. حالا خدا دارد به تو نعمت می‌دهد، امّا تو جواب او را به صورت
لجن‌پراکنی به صاحب نعمت می‌دهی! بعضی‌ها کور مادرزاد هستند و یا در
حادثه‌ای بینایی خود را از دست می‌دهند، امّا خدا به تو این نعمت چشم سالم
را داده، حالا تو باید با این چشم در فضای حقیقی و مجازی گناه کنی و هر چه
را خواستی ببینی؟! خیر، در مقابل کسی که اکرم الاکرمین است و این نعمت را
مرحمت کرد، نباید لجن‌پراکنی کرد، برعکس باید به واسطه‌ی این که این نعمت
را داد، تشکّر کنم.


حضرت ثامن‌الحجج فرمودند: «مَنْ‏ لَمْ‏ یَشْکُرِ الْمُنْعِمَ‏
مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْکُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَل»،‏ باید از
واسطه‌ی نعمت هم تشکّر کرد، حالا وقتی خود عزّوجلّ این نعمت وجود را عطا
کرده، نباید تشکّر کرد؟


خدعه‌ی فکری و ذهنی این است که عیبی ندارد، آینده می‌بخشد،
حالا تو هر کاری دلت می‌خواهد انجام بده. با گوش خود هر چه خواستی بشنو. با
زبانت هر چه خواستی، غیبت، تهمت و … بگو و دل کسی را خراش بده و چنگ
بزن. به امید این که آینده، فضل و کرم الهی هست. در حالی که این کرم الهی
یعنی نعمت وجود الآن در اختیار توست. پس این، خدعه‌ی فکر است.


خدعه‌ی فکری برای به ظاهر مؤمنین


یک خدعه‌ی فکری، مانند همان توّابین، این است که انسان را
مشغول می‌کند به این که تو هم عقل داری، تو هم تفکّر داری، پروردگار عالم
به تو هم نعمت عقل داده، الآن موقع حرکت نیست.


در ابتدای بحث اشاره کردم که آن کسی که تعبّدی است، اوّل از
باب معرفت جلو رفته؛ چون انسان بدون معرفت، شاید چند صباحی جلو برود، ولی
خراب می‌شود.


این هم باز از خدعه‌ها و همزات آن ملعون، شیطان رجیم و
هم‌چنین خدعه‌های نفس دون، «أَعْدَی‏ عَدُوِّکَ‏ نَفْسُکَ الَّتِی بَیْنَ
جَنْبَیْک‏»[۵] است
که  انسان بدون مطالعه، معرفت و شعور، با احساس جلو برود و وسط راه او را
ضربه فنّی و  بیچاره کند. امّا عبادت با تفکّر و معرفت، به راستی انسان را
به عبودیّت می‌رساند. چنان عبد می‌شود که دیگر حالا چون با معرفت جلو رفته،
امورش را به دست مولا می‌سپارد. این سپردن امور به دست مولا چون با تأمّل و
تفکّر حقیقی و با معرفت بوده، عین عقل است.


من چند مرتبه بیان کردم، باز هم بیان می‌کنم، یقین است که
مختار ثقفی با این که دل اهل‌بیت را شاد کرد، هرگز مقامش به مقام یکی از
شهدای کربلا نخواهد رسید.


برخی از مسائل به من و شما مربوط نیست و می‌گویند: قیاس
نکنید، پروردگار عالم ارحم الراحمین است، شاید با توبه و … آن فرد را عوض
کند. امّا برخی دیگر از مسائل، عقلی است و دلیل و برهان دارد، برای این که
من و شما مراقبه کنیم.


گاهی خدعه‌ی فکری و ذهنی این است که او به حجّت خدا، امام
زمانش، امام مجتبی(علیه الصّلوة و السّلام) بیان کرد: الآن وقت قیام علیه
معاویه آن هم با این مردم کوفه که قبلاً هم خود را نشان دادند، نیست. صورت
ظاهر هم حرفش درست بود. این‌ها قبلاً در رکاب امیرالمؤمنین(علیه الصّلوة و
السّلام) بدعهدی خود را نشان داده بودند. لذا با چنین  کسانی به جنگ معاویه
رفتن، یعنی شکست خوردن. اتّفاقاً به صورت ظاهر هم شکست خوردند و حرف مختار
درست بود. امّا نعوذبالله مگر معصوم(علیه الصّلوة و السّلام)، یعنی آن کسی
که علم مطلق خدا و تجلّی اسماء و صفات پروردگار عالم است، نمی‌دانست؟!


به ظاهر احساس عقلانیّت سر داد و گفت: من می‌دانم این فایده
ندارد و مگر انسان، دیوانه است که به قیامی که فایده ندارد، برود؟!
اتّفاقاً در آن جنگ، به پای مبارک امام مجتبی(علیه الصّلوة و السّلام) ضربه
زدند و ایشان را مجروح کردند و به صورت ظاهر این قیام، ثمره‌ای نداشت.


لذا خدعه‌ی ذهنی برای یک عدّه که اهل گناه هستند، این است که
امید به بخشش خدا در آینده داشته و مدام مشغول به گناه باشند. امّا بعضی هم
که به صورت ظاهر مؤمن هستند، به این خدعه‌ی ذهنی گرفتار می‌شوند که من
دارای عقل هستم، نمی‌شود جلوی عقل و تفکّر انسانی را بست، انسان، حرّ و
عاقل است و خودش دارای فهم و شعور و تعقّل است. همه‌ی این‌ها خدعه و مکر
ذهنی است.


لذا بعد از مدّتی مختار پشیمان شد، امّا خدا نمی‌خواست که او
در بین شهدای کربلا باشد، برای همین در زندان افتاد. با این که پشیمان شد و
توبه‌اش پذیرفته شد، باز هم خداوند او را گوشمالی داد، به این ترتیب که او
در رکاب آقا جانش، أبی‌عبدالله(علیه الصّلوة و السّلام) به شهادت نرسد.


پس گاهی خدعه‌ی فکری این‌طور می‌شود. مثلاً ما که این همه
داریم یابن‌الحسن، عجّل علی ظهورک و … می‌گوییم، بعد از تشریف‌فرمایی آقا
جان، بگوییم: شرط زمان و مکان و عقل سلیم می‌گوید: این راهی که شما
می‌خواهید بروید، درست نیست و نعوذبالله به امام زمانمان اشکال بگیریم.


مکر زدن به دیگران، بعد از مکر زدن به خود است


کسی که دچار خدعه‌ی فکری شد، چه آن طرف و چه این طرف، دچار
خدعه‌ی به دیگران هم می‌شود. پس این یک قاعده است: چه کسی به دیگران مکر
نمی‌زند؟ آن کسی که اوّل به خودش مکر نزند. آن کسی که به دیگران مکر و خدعه
زد، بداند که اوّل به خودش مکر زده و حواسش نبوده است.


پروردگار عالم می‌فرماید: «إِنَّهُمْ یَکیدُونَ کَیْداً وَ أَکیدُ کَیْداً»[۶]، آن‌ها پیوسته حیله می‌کنند و من هم در برابر آن‌ها چاره‌اندیشی می‌کنم و حیله‌ی آن‌ها را بلد هستم.


این‌قدر مکر، بد است که مولی‌الموالی، اسدالله الغالب،
علی‌بن‌أبی‌طالب(علیه الصّلوة و السّلام) می‌فرمایند: «لَوْ لَا أَنَ‏
الْمَکْرَ وَ الْخَدِیعَةَ فِی النَّارِ لَکُنْتُ أَمْکَرَ النَّاسِ»[۷]،
اگر اهل مکر و خدعه و فریب‌کاری در آتش نبودند، به تحقیق من مکّارترین
مردم بودم. لذا حضرت می‌خواهند بفرمایند که من هیچگاه مکر نمی‌کنم و با
خدعه وارد نمی‌شوم.


امیرالمؤمنین(علیه الصّلوة و السّلام) اگر می‌خواستند با مکر
جلو بروند، به تعبیر عامیانه می‌توانستند سر آن‌ها را با پنبه ببرند. حالا
چند صباحی هم معاویه باشد و  بعد به موقع او را عزل کنند. امّا حضرت
می‌فرمایند: من اهل مکر و خدعه نیستم.


مسلمین حتّی برای از بین بردن دشمن هم به خدعه و مکر متوسّل نمی‌شوند


لذا یکی از مریضی‌های ذهن این خدعه‌ها و مکرهاست. روایت
زیبایی امام جعفر صادق(علیه الصّلوة و السّلام) هست که راویان آن بدین
ترتیب هستند: مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ
عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِی
عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «سَأَلْتُهُ‏ عَنْ‏ قَرْیَتَیْنِ‏ مِنْ أَهْلِ
الْحَرْبِ لِکُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا مَلِکٌ عَلَی حِدَةٍ اقْتَتَلُوا
ثُمَّ اصْطَلَحُوا ثُمَّ إِنَّ أَحَدَ الْمَلِکَیْنِ غَدَرَ بِصَاحِبِهِ
فَجَاءَ إِلَی الْمُسْلِمِینَ فَصَالَحَهُمْ عَلَی أَنْ یَغْزُوَ مَعَهُمْ
تِلْکَ الْمَدِینَةَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا یَنْبَغِی
لِلْمُسْلِمِینَ أَنْ یَغْدِرُوا وَ لَا یَأْمُرُوا بِالْغَدْرِ وَ لَا
یُقَاتِلُوا مَعَ الَّذِینَ غَدَرُوا وَ لَکِنَّهُمْ یُقَاتِلُونَ
الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدُوهُمْ وَ لَا یَجُوزُ عَلَیْهِمْ مَا عَاهَدَ
عَلَیْهِ الْکُفَّارُ». طلحه‌بن‌زید می‌گوید: از امام جعفر صادق(علیه
الصّلوة و السّلام) پرسیدم:  دو شهر هست که اهل هر دو، کافر حربی هستند و
هر کدام ملک جدا دارند و با هم می‌جنگند، بعد سازش و صلح می‌کنند. یکی از
این دو پادشاه و ملک، خدعه می‌کند، می‌آید با مسلمانان عهد می‌بندد تا
آن‌ها را از بین ببرد. بدون این که آن‌ها خبر داشته باشند، چون آن‌ها در
مصالحه هستند. حکم چیست؟


حضرت فرمودند: برای مسلمین اصلاً نشاید این‌گونه خدعه کنند.
امر به این خدعه هم نمی‌توانند داشته باشند که مثلاً به آن‌ها بگویند: ما
با شما شریک نمی‌شویم، ولی راهی به شما یاد می‌دهیم و … . مسلمین نباید
با کسانی که این‌ها، فریبشان دادند، بجنگند – ببینید چقدر ظریف و دقیق است،
اسلام حقیقی این است –


 لذا حضرت می‌فرمایند: شما نه دستور به خدعه دارید و نه
می‌توانید امر به خدعه کنید و نه با کسانی که این‌ها به آن‌ها نیرنگ زدند و
عهدشکنی کردند، بجنگید. درست است که آن‌ها با شما دشمن هستند و اگر شما را
بگیرند، تکه تکه می‌کنند، ولی الآن به این خاطر که این‌ها می‌خواهند به
آنان خدعه بزنند، نمی‌توانید این‌ها را همراهی کنید. اگر می‌خواهید آن‌ها
را از بین ببرید، خودتان مستقیماً در مقابل آن‌ها قرار بگیرید.


حضرت این‌قدر عالی این مطلب را تبیین می‌کنند که نکند مسلمین
دچار خدعه و مکر شوند. می‌فرمایند: شما اجازه‌ی خدعه و مکر زدن به آن‌ها را
ندارید، مگر این که آن‌ها با شما جنگ کردند که شما هم با آن‌ها بجنگید.


لذا وقتی انسان به خودش خدعه کند، به دیگران هم خدعه می‌کند .
امّا مؤمن حقیقی این است که وقتی نگذاشت نفس دون به خودش خدعه بزند، به
دیگران هم خدعه نمی‌زند. 


حفظ مثلّث وجودی، برای رسیدن به  معرفت الله


اصبغ بن نباته می‌گوید:  «ذَاتَ یَوْمٍ وَ هُوَ یَخْطُبُ
عَلَی الْمِنْبَرِ بِالْکُوفَةِ»، امیرالمؤمنین(علیه الصّلوة و السّلام) یک
روز بر روی منبر بودند و در کوفه داشتند  خطبه می‌خواندند و
می‌فرمودند: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ لَوْ لَا کَرَاهِیَةُ الْغَدْرِ کُنْتُ
مِنْ أَدْهَی النَّاسِ أَلَا إِنَّ لِکُلِّ غُدَرَةٍ فُجَرَةً وَ لِکُلِ‏
فُجَرَةٍ کُفَرَةً أَلَا وَ إِنَّ الْغَدْرَ وَ الْفُجُورَ وَ الْخِیَانَةَ
فِی النَّارِ»، مردم! اگر عهدشکنی بد نبود، من عهدشکن‌تر بودم. اگر مکر و
خدعه سیاست محسوب می‌شد، من سیاستمدارترین بودم؛ یعنی طوری عمل می‌کردم که
هیچ کسی متوجّه نمی‌شد، چنان فریب می‌دادم که به تعبیری چند نسل بعد هم
نمی‌فهمید من چگونه شما را فریب دادم. امّا هر کس این‌طور فریب‌کار و
عهدشکن باشد، هرزگی کرده است. همه‌ی این خدعه‌ها از فجور است (چون آن‌ها
عهدشکنی کرده بودند، حضرت این‌گونه فرمودند).


از فرمایش حضرت این مطلب هم برداشت می‌شود که اتّفاقاً اگر
کسی به دنیا وابسته شد و اهل فسق و فجور شد، یک روزی اهل خدعه به دیگران هم
می‌شود. پس از اعضاء و جوارحمان مواظبت کنیم.


بعد فرمودند: هر کسی که اهل خدعه و فریب و فجور شد، ناسپاس و
کافر است. آگاه باشید هر کسی اهل فسق و فجور، اهل خیانت، اهل مکر و خدعه
باشد، در آتش جهنّم است. باید خیلی مواظب بود.


لذا فرمودند: کسی که خدعه بزند، اصلاً از ما نیست، «لَیْسَ‏
مِنَّا مَنْ‏ غَشَّنَا». آن کسی که با دغل‌کاری جلو می‌رود، از ما نیست.
کسی که مردم را در اموالشان و … فریب دهد و خدعه بزند و فکر کند با این
خدعه و مکر، دو تا را چهار تا کرد و …، از ما نیست. این که بیان کردیم:
اگر خدعه‌ی فردی به وجود بیاید، به دیگران هم خدعه زده می‌شود همین است.


وجود مقدّس حضرت صادق القول و الفعل، امام جعفر صادق(علیه
الصّلوة و السّلام) به روایتی از پیامبر اکرم(صلّی اللّه علیه و آله و
سلّم) اشاره می‌کنند که  حضرت به فردی که خرمافروش بود که ظاهراً خرماها را
آب انداخته بود و خرماها بزرگ  شده بودند، مطلبی را گوشزد می‌کنند.


این مطالب خیلی مهم است، باید خیلی مراقبت کرد. مرغ را در آب
بیاندازی، تا وزنش بالاتر رود و آن را بفروشی و …، انسان را گرفتار
می‌کند. اگر لقمه‌ی حرام خوردی، دیگر تمام است و بیچاره‌ای.


من بارها بیان کردم: اگر می‌خواهید به معرفت الله برسد، اگر
می‌خواهید آیت‌الله العظمی بهجت(اعلی اللّه مقامه الشّریف) و حتّی برتر از
ایشان شوید، اگر می‌خواهید  مانند شیخنا الاعظم، حضرت مفید(روحی له الفداء و
سلام اللّه علیه) شوید؛ این مثلث وجودی (چشم، گوش و دهان) را حفظ کنید. از
این دهان، لقمه‌ی شبهه‌ناک وارد نشود، چه برسد به لقمه‌ی حرام. اگر رفت،
تمام است. آن‌وقت زبانت هم بد کار می‌کند، دروغ می‌گوید، تهمت می‌زند، غیبت
می‌کند و … . گوشت هم دلش می‌خواهد غیبت گوش دهد، می‌گوید: خوب چه شد،
باقی آن را بگو، ترانه‌های مبتذل گوش می‌دهد، از صدای نامحرم خوشش می‌آید و
… .


یکی از اولیاء خدا می‌فرمودند: صدای لطیف و به تعبیری
دلبرانه‌ی زنانه، برای اولیاء خدا، انکر الاصوات است و حتّی از صدای حمار
هم بدتر است. یعنی گوش آن‌ها قدرت تفکیک پیدا می‌کند. صدای نامحرم برایش
انکرالاصوات می‌شود و لذّت نمی‌برد. نه این که بخواهد نعوذبالله ساعت‌ها به
صدای او گوش دهد تا از این طریق لذّت ببرد. این‌ها نه تنها لذّتی نیست،
بلکه حماقت محض است که همه به خاطر آن لقمه است که انسان را گرفتار می‌کند.


ما تا به آن‌جا نرسیم که گوشمان فقط آوای ملکوت را بشنود، حرف
این اولیاء خدا را نمی‌فهمیم و نمی‌دانیم چطور چنین صداهایی برایشان انکر
الاصوات می‌شود. امّا گوشی هم مانند گوش آیت‌الله سیّد ابوالحسن
اصفهانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) است که صدای آقا جان را می‌شنود و
می‌گوید: چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن.


آیت‌الله سیّد ابوالحسن اصفهانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)،
آن مرجع عظیم‌الشّأن برای ورود به حرم، آدابی داشت و اطرافیان ایشان
می‌دانستند که آقا با چه آدابی وارد می‌شود. امّا یک‌باره دیدند آقا برخلاف
همیشه، یک جا ایستاد و مدام زیر لب می‌گفت: چه خوش است صوت قرآن ز تو
دلربا شنیدن و اشک می‌ریخت.


نمی‌شود گوشی مبتلا به حرام شود و صدای آقا را بشنود. نمی‌شود
چشمی چشم گناه‌بین باشد و امام زمان را ببیند. چشم گناه‌بین، امام زمان
بین نخواهد شد، این قاعده است. لذا این مثلّث وجودی را محافظت می‌کنند و
خدعه نمی‌خورند. می‌دانند این که بگویند: یک لحظه است و حالاست و بعد توبه
می‌کنم و …، خدعه است و آن‌ها مواظبت می‌کنند.


من چقدر مدّعی هستم که می‌خواهم با این گوشم صدای امام زمان
را بشنوم، با این چشمم آقا جان را ببینم، چون چند مرتبه یابن‌الحسن گفتم.
احساس می‌کنم چون چند مرتبه یابن‌الحسن گفتم باید اجازه بدهند که ایشان را
ببینم. امّا با این چشم چه کردم؟! چه خیانت‌هایی که نکردم! نمی‌شود.


حضرت امام جعفر صادق(علیه الصّلوة و السّلام) فرمودند: «قَالَ
رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لِرَجُلٍ یَبِیعُ التَّمْرَ: یَا
فُلَانُ، أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهُ لَیْسَ‏ مِنَ‏ الْمُسْلِمِینَ‏ مَنْ
غَشَّهُمْ؟»، آیا نمی‌دانی کسی که فریب‌کاری و غشّ در معامله کند، اصلاً
مسلمان نیست. چنین کسی دارد به خودش فریب می‌زند و متوجّه نیست.


ولیّ خدا، غذای شبهه‌ناک را کثافات می‌بیند!


موسی‌بن‌بکر می‌گوید: «کُنَّا عِنْدَ أَبِی الْحَسَنِ علیه
السلام فَإِذَا دَنَانِیرُ مَصْبُوبَةٌ بَیْنَ یَدَیْهِ فَنَظَرَ إِلَی
دِینَارٍ فَأَخَذَهُ بِیَدِهِ ثُمَّ قَطَعَهُ بِنِصْفَیْنِ ثُمَّ قَالَ لِی
أَلْقِهِ فِی الْبَالُوعَةِ حَتَّی لَا یُبَاعَ شَیْءٌ فِیهِ غِشٌّ»، ما
محضر باب‌الحوائج، امام موسی کاظم(علیه الصّلوة و السّلام) رفتیم و یک
مقدار دینار نزد حضرت بود، حضرت یکی  از آن‌ها را برداشت و دو نیم کرد و به
من فرمود: این را در چاه دستشویی بینداز تا چیزی که در آن ناخالصی هست،
معامله نشود.


اگر این مطلب را یک عارف بالله گفته بود، می‌گفتیم: او دیگر
خیلی تندروی کرده است. معصوم است چنین می‌گوید، یعنی این پول اصلاً به درد
نمی‌خورد، آن را در توالت بیندازید و هیچ بیع دیگری با آن نکنید، چون نجس
است.


در دعای بیت‌الخلاء هم می‌گوییم: «اللّهم أطعمنی طیّباً فی
عافیة و أخرجه منّی خبیثاً فی عافیة»، آن پول هم دیگر خبیث و نجس است. عذر
می‌خواهم، کسی دلش می‌آید برود کثافات را بردارد و بخورد؟! این پول هم همین
است و گرفتار می‌کند. لذا خدعه‌ی نفس و فکر این است که تو با خوردن این
کثافات جلو بروی.


خدا آن مرد الهی و بزرگوار، ابوالعرفا، آیت‌الله العظمی
ادیب(اعلی اللّه مقامه الشّریف) را رحمت کند، ایشان فرمودند: آسیّد علی نقی
نقوی را که در بازار  بودند[۸]،
به جلسه‌ای دعوت کرده بودند. ایشان فرموده بودند: من نمی‌توانم بیایم و
حال ندارم. به ایشان گفته بودند: شما سیّد بزرگواری هستید و باید باشید،
لذا ایشان را به زور برده بودند. آقا در آن‌جا حالشان بد شده بود و گفته
بودند: من گفتم حالم بد است، بگذارید من برگردم. آب قند به آقا می‌دهند،
آقا بدتر می‌شوند، ایشان غذا نمی‌خورند و همین‌طور ایشان را بیرون
می‌آورند.


بعدها، وقتی دو، سه سال گذشت، می‌گوید: وقتی غذا را می‌کشیدند
بوی تعفّن کثافات به من می‌خورد (حتّی به لفظ گفته بودند)، می‌دیدم که
گویی کثافاتی را که از توالت آوردند، دارند می‌کشند، حالم بد شد، آب قند
آوردند، آن هم بوی ادرار و بول می‌داد، حالم را بدتر کرد و من را منزل
بردند.


ولیّ خدا لقمه حرام و شبهه‌ناک را می‌فهمد، ما دچار مطالب
ربوی شدیم، بدبخت شدیم، گرفتار شدیم. ربا وجودمان را گرفته، اصلاً
نمی‌فهمیم. جامعه‌ی ما به سمت دیگری رفته است. چقدر امام‌المسلمین و مراجع
عظام، مانند آیت‌الله العظمی نوری همدانی صدا می‌زنند و می‌گویند: مطالب
بانکی ما، ربوی است. همین است که گرفتار شدیم و مطالب را نمی‌فهمیم. ما چه
می‌فهمیم که آن‌ها می‌بینند، یعنی چه. ما این‌ها را داستان می‌بینیم که حقّ
هم با ماست؛ چون ما آن چشم را نداریم و نمی‌بینیم. اتّفاقاً ما نگاه
می‌کنیم، می‌بینیم چلو و خورش و … است. به‌به و چه‌چه می‌کنیم. امّا او
کثافات می‌بیند.


بعد آقا فرموده بودند: نماز میّت آسیدعلی نقی نقوی را
آیت‌الله العظمی حاج سید احمدخوانساری – که أتقیالاتقیاء بودند – خواندند و
فرمودند: ایشان در عمرش یک لقمه‌ی شبهه‌ناک نخورد. لذا کار می‌کرد که از
جیب خودش استفاده کند و از شهریه نباشد که یک موقع شبهه‌ای نداشته باشد.
برای همین است که حالا می‌بیند در این ظرف چیست. آن‌های دیگر که نمی‌بینند
اتّفاقاً آن کثافات را با ولع هم خوردند. امّا آقا دیدند.


وجود مقدّس امام کاظم(علیه الصّلوة و السّلام) فرمودند: «فی
الضلال من خدع للناس» کسی که به دیگران خدعه می‌زند، در تاریکی است و خودش
نمی‌فهمد.


شاید فکر کند: من توانستم دو تا را چهار تا کنم، زیرآب او را زدم، رئیس شدم و …، امّا نمی‌فهمد که در تاریکی و جهل و گمراهی است.


خدایا! به اولیاء و انبیائت ما را از خدعه‌های ذهنی محافظت بفرما.


خدایا! ما را یک آن به حال خودمان رها نکن. چون ما فکر
می‌کنیم داریم درست می‌رویم در حالی که باید افسارمان را دست خودش بسپاریم.
«هلک من لیس له حکیم یرشده». کسی که حکیم نداشته باشد، هلاک شده است. این
که فکر کند همه چیز را می‌داند، با خدعه بخواهد همه چیز بشود، بدبخت است و
در گمراهی است.


خدایا! ما فقط به تو پناه می‌بریم و نمی‌دانیم، نیرنگ‌های این
شیاطین، خدعه‌ها، جنگ نرم، نفوذ و … آن‌ها زیاد است، تو سمیع هستی و
می‌شنوی، تو علیم هستی، آن‌ها طوری می‌آیند که ما را فریب دهند و ما
نمی‌دانیم، ای شمیع و علیم، ما را به حال خود وامگذار.


لقمه را مواظبت کنیم، مابقی را دست آقا جان بسپاریم


یک راه میانبر همیشگی همین اتّصال است. لقمه را مواظبت کنیم،
مابقی را به خود آقا بسپاریم. خیلی مراقب باشیم، این لقمه همه‌ی ما را
بیچاره کرده است – انشاءالله به موقع بحث آن را بیان خواهم کرد –


السّلام علیک یا مولای یا بقیّة اللّه


بیان کردم: هر شب دقایقی با آقا جان حرف بزنید و فاتحه‌ای
برای مادرشان بخوانید که من هم عادت دارم در خطبه‌ی ابتدای سخنرانی خودم
فاتحه را می‌گیرم، چون کلید ورود به قلب آقا جان، والده‌ی مکرّمه و
معظّمه‌شان، حضرت عالمه، نقیّه، تقیّه، حضرت نرجس خاتون(علیها الصّلوة و
السّلام) است.


 شب‌ها که با آقا جان حرف می‌زنیم، عرضه بداریم: آقا جان! به
جان مادرت نرجس خاتون(علیها الصّلوة و السّلام) قسم دست من را بگیر تا
جلوات دنیا من را فریب  ندهد. برای یک لقمه دنیا ندوم، بدبخت شوم. یک موقعی
چشمم را باز کنم که دیگر مرگ  آمده، الموت یأتی بغتة، و القبر صندوق
الأمل.


آقا جان! می‌شود یک طوری شود که دنیا را طلاق بدهم. عوض آن با
خودت باشم. این ظواهر و جلوات، ریاست، مال دنیا، کلاه گذاشتن بر سر
دیگران، دو تا را چهار تا کردن، فریب دادن و … خسته‌ام کرده است. گاهی هم
دارم خودم را فریب می‌دهم که می‌گویم: اگر پول بدهیم کار درست شود، اشکال
ندارد. خاک بر سر ما که نمی‌فهمیم چه غلطی می‌کنیم. بعد هم ادّعای امام
زمانی بودن می‌کنیم. امام زمان می‌فرماید: تو با بردن نام من، می‌خواهی
آبروی من را هم ببری. چرا می‌خواهی بگویی: این امام زمانی است امّا
می‌خواهد با خدعه و مکر به جایی برسد؟!


یکی مانند حاج آقا حلوایی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) می‌شود
که تمام اموالش را خدمت ابوالعرفا(اعلی اللّه مقامه الشّریف) می‌آورد و
می‌گوید: هر چه شما دستور بدهید. یکی هم می‌خواهد به یکی وصل شود، از آن
طریق به مال و منال برسد. خاک بر سر این انسانی که این‌گونه است و نمی‌فهمد
شیطان و نفسش چه فریبی دارند به او می‌دهند. چه خدعه‌ی بزرگی دارد می‌خورد
و حواسش نیست.


آقا جان! دست ما را بگیر که این‌قدر فریب نخوریم. ما خیلی
بچّه‌ایم. دیدید بچّه‌ها را به راحتی یک شکلات و … فریب می‌دهند و گردنبد
طلایشان را می‌دزدند، ما بچّه‌تر از بچّه‌ها هستیم و خیلی فریب خوردیم. یک
ریاست کوچکی به ما می‌دهند، بدبخت می‌شویم و فریب می‌خوریم. یک زمان بچّه
بودیم و با ماشین‌ها و خانه‌های کوچک بازی می‌کردیم، حالا به صورت ظاهر
ماشین‌ها و خانه‌هایمان بزرگ شده امّا داریم همان ماشین بازی می‌کنیم. آقا!
نمی‌خواهی دست ما را بگیری.


آقا! ما بدون شما یتیم هستیم. بدون شما ما را می‌برند. آقا!
جسارت است، ببخشید، بالاخره انتصاب به مشا داریم و محبّ و شیعه شما هستیم،
تا اسم شما می‌آید گریه می‌کنیم، برای خودمان فرض کردیم هر ساعت دعای
سلامتی شما را می‌خوانیم (ابتدا ساعت‌هایمان را تنظیم کردیم، بعد هم
وجودمان این‌گونه تنظیم شده)، پس برای شما بد می‌شود اگر ما بد شویم! بد که
هستم، امّا می‌خواهی در این بدی‌ها بمانم؟!


آقا شما خیلی علاقه به نرجس خاتون دارید، به جان مادرتان دستم
را بگیرید. بزرگانی آمدند و خاک پای مادر شما را توتیای چشم قرار دادند و
توسّل و تمسّک به چادر عفّت مادر شما زدند.


آقا جان! به جان مادرت دستم را بگیر، آقا تا چه زمانی بگوییم
بگیر؟! تا چه زمانی در مجلس خوب شوم، امّا از مجلس نرفته خراب شوم؟! تا چه
زمانی ببینم بیچاره شدم و دوباره سر جای اوّل خودم آمدم؟! اگر به امید من
هستی، محضر شما که خلیفه الله هستی، اعتراف می‌کنم که بدبخت هستم. به من
نگاه نکن، نمی‌توانم، بلد نیستم، یک عمر خراب کردم، از من بیچاره چه
انتظاری داری؟! اگر نفس مسیحایی شما درست کرد که کرد و إلّا باید از اوّل
خراب و نیست شوم و دوباره درست شوم.


یابن‌الحسن! این شب‌ها با این که داریم می‌گوییم دست به چادر
عفّت مادر شما نرجس خاتون می‌زنیم، امّا می‌خواهیم به یک چادر خاکی هم دست
بزنیم، دست به دامن مادر گیتی، مادر شما شویم، آن مادری که ما بین در و
دیوار شما را صدا زد …


السّلام علیک یا فاطمة یا بنت محمّد، یا قرّة عین الرسول، یَا
سَیِّدَتنَا وَ مَوْلاتنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ
تَوَسَّلْنَا بِکِ إِلَی اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکِ بَیْنَ یَدَیْ
حَاجَاتِنَا یَاوَجیهةً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْی لَنا عِنْدَاللّه»



[۱]. آل‌عمران/ ۵۴.






[۳]. مجموعة ورام، ج: ‏۱، ص: ۵۹.



[۴]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏۲، ص: ۲۴.



[۵]. مجموعة ورام، ج: ‏۱، ص: ۵۹.



[۶]. طارق/ ۱۵ و ۱۶.



۷. الکافی، ج‏۲، ص: ۳۳۶.



[۸]. ایشان
هم در بازار نماز می‌خواندند، هم مغازه‌کوچکی داشتند و در آن‌جا کار
می‌کردند. یک روحانی اهل معنا و حال بودند. خدا مرحوم حاج آقای حلوایی(اعلی
اللّه مقامه الشّریف)، یکی از ابرار الهی را رحمت کند. وقتی پدرشان ایشان
را از طلبگی منع کرده بود و پیش ایشان رفته بودند، ایشان فرموده بودند:
برای چه می‌خواهی حوزه بروی؟ می‌خواهی دینت را حفظ کنی، حرف پدرت را گوش
بده. می‌خواهی سرباز امام زمان شوی؟ حرف پدرت را گوش بده و … . بعد هم
ایشان علیرغم میل باطنی‌شان در همان بازار ماندند، امّا خدا هم جلوی پایشان
ابوالعرفا را قرار داد و بعد از شاگردان آخری آقا و از اصحاب لیل ایشان
شدند.


منبع:مهر

مسلمین به خدعه و مکر متوسل نمی شوند از سایت های مرجع دیگر در اولین همراه منتشر شده است
منبع

خبر جدید زیر رو بخونید:

به رسم یک جشن قدیمی که به آن «جشن آرد» گفته می‌شود و قدمت آن در یونان به بیش از یک قرن می‌رسد جوانان یونانی در شهر ساحلی گالاکسیدی با پودرهای رنگی به یکدیگر حمله کردند.

به رسم یک جشن قدیمی که به آن «جشن آرد» گفته می‌شود و قدمت آن در یونان به بیش از یک قرن می‌رسد جوانان یونانی در شهر ساحلی گالاکسیدی با پودرهای رنگی به یکدیگر حمله کردند.

 

 

تصاویر: رویترز

تصاویر/ برگزاری “جشن آرد” در یونان از سایت های مرجع دیگر در اولین همراه منتشر شده است
منبع

خبر جدید زیر رو بخونید:

رفع نابرابری ها با شناخت پتانسیل ها و توان های محیطی استان لرستان و شاخص های توسعه
”توسعه“ در لغت به معنای رشد تدریجی در جهت پیشرفته‌ترشدن، قدرتمندترشدن و حتی بزرگ‌ترشدن است. (فرهنگ لغت آکسفورد, ۲۰۰۱)

“بروکفلید” در تعریف توسعه می‌گوید: « توسعه را باید برحسب پیشرفت به سوی اهداف رفاهی نظیر: کاهش فقر، بیکاری و نابرابری تعریف کنیم».
به طور کلی، توسعه جریانی است که در خود، تجدید سازمان و سمت‌گیری متفاوت کل نظام اقتصادی-اجتماعی را به همراه دارد. توسعه علاوه بر اینکه بهبود میزان تولید و درآمد را دربردارد، شامل دگرگونی‌های اساسی در ساخت‌های نهادی، اجتماعی-اداری و همچنین ایستارها و دیدگاه‌های عمومی مردم است. توسعه در بسیاری از موارد، حتی عادات و رسوم و عقاید مردم را نیز دربرمی‌گیرد.
اقتصاد، عامل اصلی توسعه یافتگی:
توسعه اقتصادی عبارت است از رشد همراه با افزایش ظرفیت های تولیدی اعم از ظرفیت های فیزیکی، انسانی و اجتماعی.
در توسعه اقتصادی، رشد کمی تولید حاصل خواهد شد، اما در کنار آن نهادهای اجتماعی نیز متحول خواهند شد.
کلیدی ترین شاخص های اقتصادی: تولید ناخالص داخلی، بودجه خانوار، وضعیت منابع و مصارف بانکی، سطح عمومی قیمت‌ها و اعتبارات تخصیصی دولتی در بازه زمانی مشخص، ظرفیت های جذب سرمایه‌گذار،استقرار واحدهای تولیدی و صنعتی در شهرک های صنعتی، عدم اصرار بر بالا بردن استخدام های دولتی (رونق بخشیدن به اقتصاد و اشتغال زایی پایدار به استخدام های دولتی وابسته نیست) ظرفیت های بالا در بخش کشاورزی و گردشگری می باشد.
برای سنجش و رتبه بندی توسعه اقتصادی مناطق مختلف، شاخص های زیادی وجود دارد که هر کدام از آنها اهمیت خاصی دارند.
فعالیت های اقتصادی در یک سرزمین، افراد را قادر به زندگی در آن ناحیه می کند و حضور جمعیت در یک ناحیه با وجود اشتغال و فعالیت های اقتصادی معنی و مفهوم پیدا می‌کند.
وجود معضلاتی مانند فقر و شکاف های اقتصادی و اجتماعی در مناطق محروم که مشکلات ساختاری و موروثی دارند باعث ایجاد مشکلات روز افزون برای مردم و مسئولین می گردد.
سیاست های اقتصادی باید به گونه‌ای باشد که نوعی توازن و انسجام اقتصادی در مناطق و استان های مختلف بوجود آورند تا با رشد و توسعه اقتصادی هماهنگ بتوانند اختلافات توسعه اقتصادی استان ها را بر طرف کنند.
مطالعات جغرافیایی در علم اقتصاد بر مبنای دو علم جغرافیا و اقتصاد متکی است و انسان به عنوان عامل تولید و عامل مصرف در نظر گرفته می‌شود.
تمرکز گرایی شدید ثروت و سرمایه در برخی مناطق و عدم سرمایه‌گذاری اولیه برای تامین نیاز های ابتدایی در مناطق دیگر باعث دوگانگی شدید اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در استان های ایران شده است.
استان هایی که سرمایه گذاری بیشتری روی آنها شده است ارزش افزوده بیشتری ناشی از تولید و فروش کالاها و خدمات دارند و از نظر توسعه موقعیت بهتری دارند.
از ضروریات توسعه سرمایه گذاری است. یکی از موانع اصلی توسعه مناطق در حال توسعه کمبود سرمایه گذاری و نبود انباشت سرمایه است.
بیکاری از عوامل اصلی فقر می باشد. مناطقی که نتوانند فرصت های اشتغال را برای افراد در سن فعالیت ایجاد کنند از توسعه اقتصادی فاصله می گیرند.
مطالعه و بررسی شاخص های موثر در زون بندی مناطق مختلف کشور از لحاظ توسعه میتواند نقشه راه مناسبی برای دولتمردان جهت تصمیم‌گیری های کلان مدیریتی باشد. اهمیت این موضوع آنجا پدیدارمی شود که اگر استانی ضمن در اختیار داشتن سطوح مناسبی از سرمایه های مدیریتی انسانی، سازمانی، اطلاعاتی، مالی و اجتماعی دارای فضای کسب و کار مساعدتری نسبت به سایر استانها باشد در نتیجه میزان تولید و تولید سرانه بیشتری داشته و با معرفی مناسب فرصت های سرمایه گذاری خود باعث ورود سرمایه به استان و به تبع آن نرخ اشتغال بالا و نرخ بیکاری پایین خواهدداشت؛ پس درآمد ناخالص خانوار بیشتری خواهد داشت، بر عکس اگر استانی مسیری بر خلاف چنین روالی را طی کند خانوارهای ساکن در آن درآمد ناخالص کمتری خواهند داشت.
بررسی شاخص مذکور نشان می دهد که استان های خوزستان، بوشهر و کهکیلویه و بویراحمد بیشترین و استان های لرستان، کردستان، سیستان و بلوچستان و آذربایجان غربی کمترین تولید سرانه را در تمامی سال های بازه زمانی ( سالهای۸۴تا۹۰) دارا بوده اند.
شاخص های مهم اقتصادی عبارتند از :
تولید ناخالص داخلی
تولید سرانه
در آمد ناخالص خانوار
مابه‌التفاوت میان درآمد و هزینه ناخالص خانوارها از کلیدی ترین شاخص های اقتصادی برای تعیین میزان شکاف های اقتصادی میان استان ها می باشد. دلیل این امر این است که این شاخص ها به نوعی استنتاجی هستند.
بررسی مابه‌التفاوت (شکاف) درآمد و هزینه ناخالص خانوار ها می تواند شاخص مناسبی از تغییر قدرت خانوارها باشد.
شاخص های ارائه شده در این مقاله با مراجعه و استناد به سالنامه آماری سال ۸۵از روش تحلیل عاملی به چهار عامل اصلی تبدیل شده اند:
عامل اول :
۱-سرانه ارزش افزوده ناشی از فروش کالا و خدمات ۹۹/.
۲- سرانه درآمد ناشی از فروش خدمات فرهنگی و هنری ۹۹/.
۳- تعداد انبارهای خدماتی به کل مراکز خدماتی ۹۹/.
۴- سرانه درآمد ناشی از تبلیغات کالاها ۹۸/.
۵ نسبت شاغلان در بخش خدمات و بازرگانی به کل شاغلان ۹۸/.
۶- نسبت درآمد ناشی از خدمات نشر و پخش آثار فرهنگی، هنری و خبری به کل درآمد خدمات و بازرگانی ۹۷/.
۷- تعداد شرکتهای تعاونی خدماتی در شهر و روستا ۹۷/.
۸- میزان سرمایه ناشی از خدمات به کل سرمایه اقتصادی ۹۷/.
۹- نسبت تعداد مسافرتهای هوایی به کل جمعیت در سال ۹۵/.
۱۰- تعداد کارگاههای عمده فروشی و خرده فروشی در شهر و روستا ۹۵/.
۱۱- نسبت تعداد اقامتگاه ها و مهمان سراها به کل جمعیت استان ۷۹/.
۱۲- نسبت شاغلان در حمل و نقل عمومی به کل شاغلان ۶۸/.

عامل دوم:
۱- نسبت زراعت (مقدار تولیدگندم، جو، ذرت و غیره) به سطح زیر کشت ۹۷/.
۲ -نسبت پرورش ماهی و میگو (میزان بهره برداری) به زمینهای کشاورزی ۹۶/.
۳- نسبت دامداری (تعداد دام به جمعیت دام پرور) ۸۹/.
۴- نسبت میزان بهره برداری محصولات کشاورزی به مساحت زمین کشاورزی ۸۸/.
۵- باغداری (میزان تولید میوه به سطح زیرکشت) ۸۷/.
۶- میزان تولید فرآورده های دامی(گوشت، شیر و غیره) به تعداد کشاورزان ۸۵/.
۷- ارزش افزوده در بخش کشاورز ی۷۹/.
عامل سوم :
۱- تعداد شاغلان در بخش معادن به کل شاغلان ۹۴/.
۲- درصد ارزش تولیدی ناشی از معادن ۸۹/.
۳- سرانه ارزش افزوده در بخش معادن ۸۰/.
عامل چهارم :
۱- تعداد کارگاه های صنعتی ۵۰ نفر کارکن و بیشتر ۹۸/.
۲- سرانه ارزش افزوده صنعتی به کارگران صنعتی ۹۴/.
۳- تعداد شاغلان در بخش صنعت به کل شاغلان ۹۱/.
در این تحلیل، استان های ایران به چهار گروه: توسعه یافته، نسبتا توسعه یافته، کمتر توسعه یافته و محروم طبقه بندی شده اند.
استان تهران با امتیاز شاخص ترکیبی ۴.۴۸ و با اختلاف بسیار زیادی در رتبه اول و اصفهان و خراسان رضوی، خوزستان، مازندران و فارس نسبت به سایر استانها از بالاترین حد توسعه اقتصادی برخوردارند. شاخص ترکیبی این استان ها بین (۱.۸۳تا ۲.۴۳)می باشد.
استان های نسبتا توسعه یافته آذربایجان شرقی، کرمان، یزد، گیلان، بوشهر، آذربایجان غربی و هرمزگان ترکیب اقتصادی بین (۱.۱۰تا ۲۳.-)قرار دارد.
گروه سوم کمتر توسعه یافته با امتیاز (۲۸.- تا ۱.۷۳-)شامل استان های لرستان، خراسان شمالی، مرکزی، قزوین، خراسان جنوبی، گلستان، زنجان، همدان، اردبیل، کرمانشاه، سمنان و کردستان می‌باشد.
لرستان با امتیاز شاخص ترکیبی. ۲۸.-در رتبه چهاردهم گروه سوم (مناطق کمتر توسعه یافته) قرار دارد.
گروه چهارم مناطق محروم که از نظر توسعه اقتصادی از سایر استانها پایین تر بوده، شاخص ترکیبی توسعه اقتصادی آنها بین
(۱.۹۳-تا ۲.۷۹-) است که کهکیلویه و بویراحمد٬ ایلام٬ سیستان و بلوچستان٬ در این گروه قرار دارند.
دولت یازدهم در راستای توسعه بخشیدن به اشتغال پایدار با به‌کارگیری سیاست‌های اقتصادی و حمایت از سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی اقدامات خوبی انجام داده است و این امر تنها در صورت ایجاد مشارکت با فعالان بخش خصوصی امکان‌پذیر است.
امید است مدیریت کلان استان با هدف گزاری مناسب و استفاده از تمام پتانسیل های موجود جهت تحقق آرمان نه چندان دور قرارگرفتن درمیان مناطق در حال توسعه، قدم های موثرو عملی بردارد.
برای رفع این نابرابری توجه به موارد زیر ضروری است:
۱_شناخت پتانسیل ها و توان های محیطی استان ها و سرمایه گذاری و بهره برداری مناسب از آنها “به عنوان نمونه برای استان لرستان طبیعت و گردشگری” (اکو توریست)
۲_شناخت نقاط ضعف و عوامل تهدید کننده اقتصادی استان ها و استفاده از روشها و ابزار قوی مطالعاتی برای رفع آنها “برای مثال در لرستان منابع طبیعی سرشار و نیروی انسانی مناسب “به علت عدم سرمایه گذاری، ناشناخته بودن، عدم تبلیغات مناسب و نبود امنیت و غیره مانع بهره وری مناسب از این پتانسیل عظیم شده است.
۳_تمرکز زدایی اقتصادی از شهرهای بزرگ و پایتخت کشور
مرکز اکثر فعالیت های اقتصادی شهرهای بزرگ هستند. بیشتر پالایشگاه های بزرگ و فعالیت های وابسته آن، مراکز صنعتی، مراکز تجاری بزرگ و فعالیت های خدماتی وابسته به آنها باعث خارج شدن ثروت و سرمایه از سایر استانها می شود و به تبع آن نیروی انسانی در جستجوی کار به شهر های بزرگ مهاجرت می‌کنند و باعث بروز مشکلاتی مانند: کمبود مسکن، تورم، مشکلات ترافیکی، حمل ونقل، آلودگی زیست محیطی و غیره در شهرهای بزرگ می گردد.
۴_تعیین نقش معین و مشخص برای هر کدام از استان های کشور و سرمایه گذاری متناسب با نقش های تعیین شده در جهت تقویت این نقش ها. برای مثال استان هایی که قطب مهم تولیدات کشاورزی، صنعتی، معدنی، گردشگری و غیره محسوب می‌شوند باید فعالیت های بسیاری از وزارتخانه ها و بازارهای بزرگ وابسته به این محصولات در استان های تولید کننده متمرکز شوند تا بخش عمده ای از ارزش افزوده ناشی از فروش این محصولات به منطقه باز گردد.
۵_ایجاد قطب های اقتصادی از پیوستن استان های همجوار با توجه به پتانسیل های آنها حاصل شود، برای مثال لرستان ،همدان و اصفهان.
۶_افزایش مستمر و با ثبات در آمد ملی شاخص مناسبی برای توسعه اقتصادی است. در این مورد نقش دولت به عنوان متولی عهده دار منافع عموم جامعه در توزیع اعتبارات دولتی بین استان ها به صورت عادلانه حایز اهمیت میباشد

پتانسیل های استان لرستان در راه توسعه از سایت های مرجع دیگر در اولین همراه منتشر شده است
منبع

دانلود آهنگ هنوزم چشمای تو محسن ابراهیم زاده

برای این ساعت از سایت صبا موزیک ، دانلود آهنگ جدید محسن ابراهیم زاده با عنوان هنوزم همراه با متن و کیفیت عالی

تنظیم کننده ، میکس و مسترینگ : مصطفی مومنی

Download New Music Mohsen Ebrahimzadeh – Hanoozam Whit Text On Saba-Music

Mohsen Ebrahimzadeh دانلود آهنگ هنوزم چشمای تو محسن ابراهیم زاده

متن آهنگ هنوزم محسن ابراهیم زاده

هنوزم چشمای تو مثه شبای پر ستارست
هنوزم خاطره هاات برام مثه عمر دوبارست
هنوزم وقتی میخندی دلم از شادی می لرزه
هنوزم با تو نشستن به همه دنیا می ارزه
متن آهنگ هنوزم محسن ابراهیم زاده
هنوزم چشمای تو مثه شبای پر ستارست
هنوزم خاطره هاات برام مثه عمر دوبارست
هنوزم وقتی میخندی دلم از شادی می لرزه
هنوزم با تو نشستن به همه دنیا می ارزه
اما افسوس تورو خواستن دیگه دیره دیگه دیره
اما افسوس با نخواستن دلم آروم نمیگیره
شاهینم تو قفسه خدا شاهینم تو قفسه ای یار
هنوزم مثه قدیما وقتی چشماتو میبندی
از تو آرامش میگیرم هنوزم وقتی میخندی
هنوزم وقتی میخندی دلم از شادی می لرزه
هنوزم با تو نشستن به همه دنیا می ارزه
اما افسوس تورو خواستن دیگه دیره دیگه دیره
اما افسوس با نه خاستن دلم آروم نمیگیره
شاهینم تو قفسه خدا شاهینم تو قفسه ای یار

محسن ابراهیم زاده هنوزم

منبع : دانلود آهنگ هنوزم چشمای تو محسن ابراهیم زاده

خبر جدید زیر رو بخونید:

باوجود شایعات به وجود آمده مسئول برگزاری رقابت‌های لیگ‌برتر اعلام کرد که بازی پرسپولیس برابر نفت‌تهران در هفته بیست‌وسوم لیگ‌برتر در ورزشگاه تختی برگزار می‌شود.

در روزهای گذشته شایعه شده که مسئولان نفت موافقت کرده‌اند بازی خود برابر
پرسپولیس را روز یکشنبه هفته آینده در ورزشگاه آزادی برگزار کنند که البته
این موضوع با واکنش هواداران استقلال روبه‌رو شده چراکه علی دایی برای بازی
تیمش برابر آبی‌ها حاضر نشد در ورزشگاه آزادی با این تیم بازی کند.

به گزارش اولین همراه ، سعید
فتاحی در این‌باره به خبرنگار ما می‌گوید: هرگز چنین چیزی نیست و نفتی‌ها
درخواستی ندادند، بازی پرسپولیس ـ نفت‌تهران در ورزشگاه تختی برگزار می‌شود
و قرار نیست استادیوم این بازی تغییر کند.

نفت در تختی برگزار می‌شود از سایت های مرجع دیگر در اولین همراه منتشر شده است
منبع

دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی یادته

همینک دانلود کنید آهنگی زیبا و بسیار شنیدنی خواننده میثم ابراهیمی یادته با کیفیت عالی و لینک مستقیم همراه با تکست

Download New Song By Meysam Ebrahimi – Yadete Whit Text On Saba-Music

Meysam Ebrahimi Yadete دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی یادته

متن آهنگ یادته میثم ابراهیمی

وقتی روز تولدمو هنوز
میبینم که یادته
میدونم که برمیگردی
تو یه روز عشقم
تو این رابطه
وقتی که تو عکاسمونو
دور نریختی و هنوزم تو اتاقته
میدونم که جای من
مثه اون روزا توی قلبت ثابته
برمیگردی پیشم مگه نه دنیای من
باز عشق تو میشم مگه نه رویای من
دنیای من تو حرفام همش اسمتو میبرم
دنیای تو کیِ که من ازش بی خبرم
دنیای من بعضی شبا میپرم از خواب
همه جا یادتم
بیا جون این عشق بیا
که خیلی بی طاقتم
دنیای من این شبا حیف بدون چشات
برگرد پیشم عاشقتم تورو جون چشات
دنیای من بعضی شبا میپرم از خواب
همه جا یادتم
بیا جون این عشق بیا
که خیلی بی طاقتم
هرکی بتونه دلمو میشکنه
تو با من این طور نباش
هیچ کسی تو عمرم منو اینجوری
مثه تو دوست نداشت
هیچ کسی مثه تو گوشه قلبشو
واسه من خالی نکرد
دستامو ول نکن عزیز دلم
توی این روزای سرد
دلم خوشِ به چشات هنوز دنیای من
هوام هواتو داره هنوز رویای من
دنیای من تو حرفام همش اسمتو میبرم
دنیای تو کیِ که من ازش بی خبرم
دنیای من بعضی شبا میپرم از خواب
همه جا یادتم
بیا جون این عشق بیا
که خیلی بی طاقتم
دنیای من این شبا حیف بدون چشات
برگرد پیشم عاشقتم تورو جون چشات
دنیای من بعضی شبا میپرم از خواب
همه جا یادتم
بیا جون این عشق بیا
که خیلی بی طاقتم

میثم ابراهیمی یادته

منبع : دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی یادته

«جنگ آرد» در یونان ۱۰ اسفند ۱۳۹۵

خبر جدید زیر رو بخونید:

تصویر «جنگ آرد» در یونان + عکس

به گزارشجام جم آنلاینبه نقل از اولین همراه، این مراسم که سنتی دیرینه است و هرسال برگزار می‌شود، “جنگ آرد” نام دارد. جنگ آرد سالانه گردشگران زیادی را از شهرها و کشورهای مختلف به شهر ساحلی گالاکسیدی در ۲۰۰۰ کیلومتری غرب آتن می‌کشاند.

این مراسم یکی از ده‌ها جشنواره‌ای است که در آستانۀ فصل بهار در یونان برگزار می‌شود. مردم گالاکسیدی صبح آخرین دوشنبۀ فوریه (که آن را دوشنبۀ پاک می‌نامند) خانه‌های خود را با پوشش پلاستیکی می‌پوشانند و پس از به تن کردن لباس مخصوص و عینک، با گونی‌های پر از آرد رنگی برای جنگ آرد به خیابان‌ها می‌روند.

این مراسم با صدای زنگولۀ گاوها آغاز می‌شود و شرکت‌کنندگان سعی می‌کنند تا جایی که ممکن است به سر و روی رقبای خود آرد بپاشند.

«جنگ آرد» در یونان از سایت های مرجع دیگر در اولین همراه منتشر شده است
منبع

دانلود آهنگ جدید امین رستمی دلتنگتم

امشب آهنگی شنیدنی و احساسی از خواننده امین رستمی با نام دلتنگتم همراه با متن آهنگ و کیفیت عالی

ترانه سرا : مهرزاد امیرخانی ، آهنگسازی : امین رستمی ، تنظیم کننده : موموریزا ، میکس و مسترینگ : کوشان حداد

Download New Song By  Amin Rostami – Deltangetam Whit Text On Saba-Music

Amin Rostami Called Deltangetam دانلود آهنگ جدید امین رستمی دلتنگتم

متن آهنگ دلتنگتم امین رستمی

به تو فکر کردم باز پر حس پرواز
کو بالم
تو خودم گم میشم حرف مردم میشم
بد حالم
پر اشک چشمام چه غریب و تنهام این روزا
بیخیال فردا بدون تو دنیا بی دنیام
دلتنگتم حالا که بارونه رو گونه هام
اشکو میرقصونه
تو نباشی زندگیم زندونه
دلتنگتم جوری که هیشکی نیست
کاش برگردی دلتنگی شوخی نیست
تو نباشی دنیام زمستونه
گوش بده حرفمو فقط اون روزامو میخوامو
نمیگم بی رحمی تو فقط میفهمی دردامو
با ی لبخند سرد دیدی آخرین درد بی ربطه
همه خوبن باهام اما خیلی تنهام زود برگرد
دلتنگتم حالا که بارونه رو گونه هام
اشکو میرقصونه
تو نباشی زندگیم زندونه
دلتنگتم جوری که هیشکی نیست
کاش برگردی دلتنگی شوخی نیست
تو نباشی دنیام زمستونه

امین رستمی دلتنگتم

منبع : دانلود آهنگ جدید امین رستمی دلتنگتم

خبر جدید زیر رو بخونید:

کتاب «فاطمه زهرا (س)» با همکاری کمیته مطالعات و تحقیقات علویون تهیه و توسط طریقت اسلامی قادریه در آلبانی چاپ و منتشر شد.

اولین همراه:کتاب «فاطمه زهرا (س)» نوشته حاجی جمال بالا
در قالب ۸۰ صفحه مجزا با تیراژ ۱۰۰۰ نسخه با همکاری کمیته مطالعات و
تحقیقات علویون تهیه و توسط طریقت اسلامی قادریه در آلبانی چاپ شد.

این
کتاب درباره زندگی و شخصیت حضرت فاطمه زهرا (س) است. در آغاز کتاب
مقدمه‌ای از نویسنده و سپس، معرفی اهل بیت (ع) رسول خدا (ص) آمده است. در
ادامه به معرفی شخصیت والا مقام دخت عزیز پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی (ص)
از بدو تولد تا شهادت می‌پردازد.

این
کتاب با درخواست بویار خراسانی رهبر طریقت اسلامی علوی قادریه آلبانی و با
توجه به نیازهای جامعه مسلمان آلبانی نسبت به شناخت بیشتر حضرت فاطمه زهرا
(س) منتشر شده است. رایزنی فرهنگی ایران از تهیه و چاپ این کتاب حمایت کرده
است.

اهل بیت علیهم السلام، تولد حضرت
فاطمه (س)، دوران کودکی، درگذشت حضرت خدیجه مادر گرامی حضرت فاطمه زهرا
(س)، هجرت حضرت فاطمه (س) به مدینه و ازدواج حضرت فاطمه (س) با امام علی
(ع)، از جمله مطالب این کتاب است.در بخشی دیگر، حضرت فاطمه (س) زن و مادر،
وفات نبی اکرم (ص)، محبت حضرت فاطمه (س) برای پدرش، رسول خدا (ص)، لحظات
پایانی عمر حضرت فاطمه (س) و ویژگی‌های خاص و اصیل حضرت فاطمه زهرا (س) در
کتاب آمده است.

منبع:تسنیم

کتاب«فاطمه زهرا (س)»در آلبانی منتشرشد از سایت های مرجع دیگر در اولین همراه منتشر شده است
منبع


Fatal error: Call to undefined function wp_pagenavi() in /home/etoonxyz/avalinhamrah.ir/wp-content/themes/Bartar/archive.php on line 59