آرشيو اخبار

اولین همراه

اخبار

دانلود آهنگ جدید فرزاد فرخ خواب

دمو اضافه شد

در خواب تورا دیدم

دیدم که اینجایی

عطرت مرا مست کرد

گفتی که میمانی

فرزاد فرخ خواب

نکس وان -> فرزاد فرخ

Download New Song By Farzad Farrokh Called Khab

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید


خبر جدید زیر رو بخونید:

مارکو پولو مشهورترین جهانگردِ تاریخ است. شرح شگفت‌آور سفرهای او به چین و ماچین برای قرن‌ها در ذهن و زبان غربیان زنده بود. اما واقعیت آن است که احتمالاً او هیچ‌گاه از مرزهای قسطنطنیه جلوتر نرفته است. راستش را بخواهید، شاید اصلاً از ونیز هم بیرون نیامده باشد. درواقع این قدرت تخیل و هنر روایتگری اوست که سفرنامۀ او را این‌قدر پرآوازه کرده است. اما نکته اینجاست که هیچ سفرنامه‌ای خالی از داستان نیست.

 چطور دربارۀ جاهایی که هرگز نرفته‌ایم حرف بزنیم؟

 

ایندیپندنت| کمتر نامی به‌اندازۀ مارکو پولو (۱۲۵۴-۱۳۲۴) در تاریخِ سیر و سیاحت افتخارآمیز و نمادین است. نام او، حتی بیش از کریستف کلمب و واسکو دو گاما، با اندیشۀ ماجراجویی و اکتشاف سرزمین‌های ناشناخته گره خورده است. او عملاً نماد پیوند میان شهامت جسمی و دانش است.

در این دادگاه غیرعلنی، نه‌تنها سفرها و اقامت‌های طولانی جناب مارکو پولو در خارج را بررسی می‌کنیم، بلکه روایت‌هایی را نیز مدنظر قرار می‌دهیم که از خود بر جای گذاشته و به‌گونه‌ای خاص مستند شده‌اند. همین روایت‌ها، که دست‌به‌دست از خلال قرون توسط کاتبانی دقیق به ما رسیده‌اند، ازآنجاکه دستِ‌اول‌اند، به ما بینشی استثنایی از جهان قرون‌وسطای آسیایی و به‌خصوص امپراتوری چین می‌دهند، سرزمینی که پیش از رسیدن مارکو پولو و اقامتش در آن برای مدتی عمدتاً برای غرب ناشناخته بود.

زندگی این تاجر ونیزی ماجرایی خارق‌العاده بود. ۱۵‌ساله بود که پدر و عمویش، تاجران دوره‌گرد ونیزی، از سفری طولانی به آسیای میانه بازگشتند؛ در آنجا امپراتور مغول، کوبلای‌خان، نوۀ چنگیزخان را دیده بودند و او نامه‌ای برای پاپ به آن‌ها داده بود.

 

 چطور دربارۀ جاهایی که هرگز نرفته‌ایم حرف بزنیم؟
دو سال بعد، زمانی‌که به چین باز می‌گشتند، مارکو ایشان را همراهی کرد و از دربار کوبلای‌خان شناختی شخصی پیدا کرد. به خدمت امپراتور مغول درآمد و با تحویل وظایف گوناگونی در چین و دیگر کشورهای آسیایی به او رفته‌رفته وظایف مهم‌تری در دربار یافت. این امر به او دید استثنائی وسیعی بر امپراتوری چین و مدیریت آن، و همچنین کشورهای همسایۀ آن داد.

پولو، که ۲۰ سال از کشور زادگاهش دور بود، پس از جهان‌گردی‌های طولانی بازگشت و به‌لطف ثروتی که در چین اندوخته بود برای شرکت در جنگی میان ونیز و جنووا یک کشتی را مسلح ساخت. طی نبردی دریایی به اسارت گرفته شد و در جنووا زندانی گشت، جایی ‌که شرح سفرهایش را برای یکی دیگر از اُسرا، راستیچیلو دا پیزا، که نویسنده بود، دیکته کرد.

 

 چطور دربارۀ جاهایی که هرگز نرفته‌ایم حرف بزنیم؟
متن اصلی، که به احتمال زیاد در سال ۱۲۹۸ به زبان فرانسوی قدیمی نوشته شده، به ما نرسیده است، اما در قرون وسطا نسخه‌های متعددی از آن در گردش بوده‌اند و همین‌ها می‌توانند تصویر شفافی دربارۀ فرم و محتوای آن به ما بدهند.

امروزه این نسخه‌ها به ما اجازه می‌دهند تا به سفرهای شگفت‌انگیز مارکو پولو دسترسی داشته باشیم، با همان حس اعجابی که خوانندگان اولیۀ او داشتند. نوشته‌های مارکو پولو واقعاً برای دستیابی به تصویری کامل از آسیای قرون‌وسطا اهمیتی حیاتی دارند. او دربارۀ تمام کشورها، مناطق و شهرهایی که از آن‌ها عبور کرده اطلاعاتی دقیق بر جای گذاشته و از خاورمیانه تا ژاپن، یکی‌یکی توصیفشان کرده و آداب و سنن ساکنان، جغرافیا، پول رایج، کشاورزی و مذهب را از نظر گذرانیده است.

اطلاعات او از این ‌هم مهم‌تر است، زیرا شکل شرحی عینی و نظام‌مند می‌گیرد. پولو از هر شهر یا کشوری که رد شده، توقف کرده تا گزارش کاملی بنویسد، و دقت کرده تا تمام اطلاعات واقعی یا علمی را ثبت کند که ممکن است مورد نیاز هرکسی باشد که قدم در راه او می‌گذارد. کشوری که جامع‌تر از همه به آن پرداخته چین است. او ۱۷ سال آنجا زندگی کرد و آن را مثل کف دستش می‌شناخت. کتاب او مشخصاً سرشار است از اطلاعاتی دربارۀ پایتخت امپراتوری و استحکامات نظامی آن، کاخ خان بزرگ، ارتش مغول و ترکیب آن، توزیع پست‌های فرماندهی یا تاکتیک‌های فریب -که یکی از آن‌ها تظاهر به فرار بوده است-، چیزهایی که مغول‌ها را قادر ساخت تا بر دشمنانشان پیروز شوند.

او دربارۀ حکومت مغولی نیز همین‌قدر به جزئیات می‌پردازد. مارکو پولو روزگاری دراز در آنجا مشغول به کار بوده و سازوکار آن را تمام ‌و کمال شرح می‌دهد. خواننده اطلاع می‌یابد که چگونه امپراتوری به ۱۲ بخش حکومتی تقسیم شده، نامه‌ها چگونه در سراسر امپراتوری از طریق یک نظام پیام‌رسانیِ شیفتیِ پیچیده میان پایتخت و سایر استان‌ها ردوبدل می‌شده، امپراتوری چگونه از جمعیت در برابر بیماری‌های واگیردار و قحطی محافظت می‌کرده و فرایندهای فنی‌ای که برای ضرب سکه از آن‌ها استفاده می‌شده چه بوده‌اند.

اما اهمیت اطلاعاتی که مارکو پولو داده است تنها در دانشی که دربارۀ ارتش یا دولت امپراتوری فراهم می‌آورد خلاصه نمی‌شود. اثر او همچنین متشکل است از اطلاعاتِ زیربناییِ خوبی دربارۀ چین و زندگی روزمره در آن، از اعمال و جشن‌های مذهبی تا لباس و غذا.

اثر مارکو پولو شرح دست‌اول بی‌همتایی به دست می‌دهد از آداب مرتبط با میل جنسیِ ساکنانِ کشورهایی که از آن‌ها گذشته یا در آن‌ها اقامت کرده. قدرت آن هم از کیفیت روایت ناشی می‌شود و هم از اطلاعات اصیلی که در اختیار می‌گذارد. این امر به‌خصوص دربارۀ مناطق پیرامون شیچانگ صادق است که مارکو پولو گزارش نامرتبی از عادات جنسی ساکنان آن به ما می‌دهد: «میل دارم اضافه کنم که در این منطقه رسمی مرتبط با زنان مردم وجود دارد که به شما خواهم گفت. مرد جماعت اگر غریبه یا شخص دیگری همسر، دختر، خواهر یا هر زن دیگری در خانه‌شان را هتک حرمت کند، آن را اهانت تلقی نمی‌کنند؛ آن‌ها به‌بستررفتن ایشان را عنایتی بزرگ تلقی می‌کنند و می‌گویند، به ‌لطف آن، خدایان و بت‌هایشان به آن‌ها بیشتر متمایل شده و وفور غنایم این‌جهانی را برایشان به ارمغان می‌آورند.»

این‌گونه است که ما متوجه می‌شویم ساکنان شیچانگ هنگامی‌که غریبه‌ها را در خانه‌های خویش می‌پذیرند به همسران خود دستور می‌دهند تا هر میل و هوس مهمانشان را برآورند و سپس خود داوطلبانه خانه را ترک کرده و مادامی‌که غریبه آنجا را ترک نکرده، که ممکن است سه یا چهار روز طول بکشد، باز نمی‌گردند. طی این مدت، غریبه می‌توانست آزادانه از تمام زنانی که در آن خانه زندگی می‌کردند کام بگیرد: «همان‌طور که برایتان گفتم، این است دلیل آنکه همسرانشان را با چنین سخاوتی در اختیار غریبه‌ها می‌گذارند.

 

به یاد داشته باشید که آن‌ها وقتی غریبه‌ای را می‌بینند که به‌دنبال جایی برای ماندن است، همگی از دعوت او به منازل خویش خشنود و خوشحال‌اند و به‌محض اینکه او مستقر شد، ارباب خانه فوراً بیرون رفته و به همسر خود دستور می‌دهد تا ازآن‌پس تمام حوایج غریبه را برطرف کند. سپس، همین که دستور را داد، خود به باغ انگور یا مزارعش رفته و تا زمانی‌که غریبه آنجا را ترک نکرده باز نمی‌گردد. بنابراین گاهی غریبه سه یا چهار روز در خانۀ آن فلک‌زده مانده و با زنش، دخترش، خواهرش یا هرکس که خواست اوقات خوبی می‌گذراند.» برای تضمین اینکه رضایت او کامل باشد، برهم‌نزدن آسایش غریبه در لذاتش اهمیت دارد.

 

 چطور دربارۀ جاهایی که هرگز نرفته‌ایم حرف بزنیم؟
ساکنان شیچانگ سیستم اطلاعاتی بسیار ساده‌ای اختراع کردند که مهمانانشان را از آرامش و آسایش ضروری برخوردار می‌کرد: «مادامی‌که غریبه در آنجا ساکن بود، کلاه او از در یا پنجره آویزان می‌شد یا نشانۀ دیگری داده می‌شد تا ارباب خانه بداند که مردِ دیگر هنوز آنجاست: تا زمانی‌که نشانه موجود است، او جرئت بازگشت ندارد. این رسم در سراسر منطقه رواج دارد.»

بااین‌حال، منطقۀ شیچانگ تنها بخش چین نیست که در آن به مسافران چنین مهمان‌نوازی‌های جنسی‌ای عرضه می‌شود. همین برای «تبت» [که منظور او قسمت‌های کوهستانی سیچوان است] نیز صادق است، جایی‌که ارزش یک زن متناسب است با تعداد شرکای جنسی‌ای که پیش از ازدواج داشته. کارکرد این مسئله دادن انگیزه به زنان است تا خود را به مهمان‌های یک‌شبه عرضه کنند و تا جایی پیش بروند که یادگاری جمع کنند تا بتوانند فشردگی زندگی‌های جنسی خود را به شوهران آینده‌شان اثبات کنند:

«زنی که بیشترین مدال‌ها و زیورآلات را دارد و می‌تواند نشان دهد که بیش از بقیه لمس شده است، بهترین دانسته می‌شود و یک مرد با شعف تمام با او وصلت خواهد کرد، زیرا گفته می‌شود که آن زن خوش‌شانس‌ترین است.»

می‌فهمیم کتاب سفرهای مارکو پولو، که به‌خاطر مکاشفات غیرمنتظره‌اش دربارۀ مهمان‌نوازی و آداب جنسی محلی‌ها جذابیت زیادی دارد، همان‌قدر نیز به‌خاطر ارائۀ توصیفاتی از جانداران مکان‌های سفر سحرانگیز است؛ کتاب در این راستا توصیفاتی بی‌همتا با عبارات علمی فراهم می‌کند. این دربارۀ بخشی که به تصویرکردنِ حیوانات جزیرۀ جاوه اختصاص داده شده صادق است، به‌خصوص اسب تک‌شاخ، که ماهیت دقیق آن از عهد قدیم مباحثاتی برانگیخته بود، پیش‌ از آنکه یک بار برای همیشه توسط پولو ثبت شود و به بازنمایی‌های افسانه‌ای پایان دهد: «آن‌ها تعداد زیادی فیل و همچنین شمار زیادی اسب تک‌شاخ دارند، که خیلی هم از فیل‌ها کوچک‌تر نیستند.

 

شمایل آن‌ها بدین‌قرار است: پوستی همچون بوفالو، پاهایی چون فیل، و شاخ‌های سیاه بسیار قطوری وسط پیشانی دارند. اسب تک‌شاخ نه با شاخ خود بلکه با زبانش گزند می‌رساند، زیرا خارهای درازی روی زبانش دارد. سری مانند گراز وحشی دارد و همیشه هنگام حرکت سر خود را پایین نگه می‌دارد. دوست دارد درون برکه‌ها و مرداب‌ها بماند. موجودی به‌غایت زشت است، نه آن‌گونه که در موطنمان می‌گویند و می‌توان با دوشیزه‌ای جوان مجسمش کرد: خیر، درست برعکس.»

وصف او از جزیرۀ آندامان، که ساکنان آن ویژگی‌های ریخت‌شناسانۀ خاصی دارند و تنها به‌وسیلۀ پولو آشکار گشته، نیز از لحاظ عبارات علمی همان‌قدر آموزنده است: «آندامان جزیره‌ای بسیار وسیع است. مردم آن پادشاه ندارند، بت می‌پرستند و یک مشت هیولای وحشی تمام‌عیارند. باید اضافه کنم که مردان در جزیرۀ آندامان سرِ سگ دارند و نیز دندان و چشم سگ: چهره‌هایشان کاملاً شبیهِ ماستیف‌های۱ بزرگ است. مقادیر زیادی ادویه‌جات دارند و بسیار بی‌رحم هستند، زیرا هرچه گیرشان بیاید می‌خورند، مگر همنوعان خود را.»

و همین نیز دربارۀ جزیرۀ موگادیشو و موجودات خاصی از آن، که تاجر دوره‌گرد اطلاعات بااهمیتی دربارۀ آن‌ها می‌دهد، صادق است: «شیردال۲ آن‌قدر قوی است که فیلی را با چنگال‌هایش می‌گیرد، آن را تا اوج آسمان بالا برده و سپس از بالا رهایش کرده و استخوان‌های فیل را می‌شکند پس ‌از آن، شیردال روی فیل نشسته و آن را به‌تمامی می‌خورد. مردم جزیره به آن‌ها ’راک‘ می‌گویند و نام دیگری برایشان ندارند، درنتیجه من نمی‌دانم که آیا پرندۀ بزرگ‌تری وجود دارد یا این پرنده همان شیردال است.

 

این موجود همان شکلی را ندارد که ما به آن می‌دهیم -نصف شیر، نصف پرنده- اما غول‌آساست و شبیه به عقاب.» می‌بینیم که تا چه حد شرح‌های مارکو پولو، نه‌تنها در رابطه با آداب ‌و رسومِ ساکنان بلکه در توصیفِ جانوران نیز، درخور تمجید است، زیرا ما را مجبور می‌کنند تا عادات ذهنیِ اغلب بیش‌ازحد خشکمان را تغییر دهیم و با جهان‌های بدیلی سازگار شویم که کشف آن‌ها تنها می‌تواند ما را از لحاظ فکری غنی‌تر سازد.

 

 چطور دربارۀ جاهایی که هرگز نرفته‌ایم حرف بزنیم؟
اثر مارکو پولو همان‌قدر که به‌خاطر آنچه توصیف می‌کند عجیب است، به‌دلیل آنچه از توصیف آن غافل است نیز عجیب است، گویی تمرکز راوی بر روی جنبه‌های مشخصی از کشورهایی که از آن‌ها دیدن می‌کند، به‌گونه‌ای عجیب، با توداری حسابگرانه‌ای دربارۀ دیگر چیزها همراه شده است. نخست، باید تذکر داد که این کاوشگر در چین، کشوری که ادعا می‌کند بیشترین زمان را در آن سپری کرده، پنهان‌کاری عظیمی از خود نشان داده است؛ چنان پنهان‌کاری عظیمی که هیچ ردی از عبور او در بایگانی‌های امپراتوری، که گذشته ‌از هرچیز بسیار جامع‌اند، یافت نمی‌شود، علی‌رغم این واقعیت که او می‌گوید وظایف مهمی بر عهده داشته است.

شکاف‌های مشخصی در شرح او وجود دارند که همان‌قدر شگفت‌آورند، انگار که ناگهان کور شده یا در لحظاتی خاص دچار حواس‌پرتی شده باشد. جای تعجب دارد اگر شخصی بتواند چین را در چند دوجین صفحه توصیف کند و کوچک‌ترین اشاره‌ای به هزاران کیلومتر دیوار بزرگی نداشته باشد که قاعدتاً می‌بایست در چندین نوبت طی سفرهایش از آن رد شده باشد.

با اینکه پولو به کوچک‌ترین داستان‌ها توجه می‌کند، حرفی برای گفتن دربارۀ پاهای بستۀ زنان چینی، یا دربارۀ مراسم چای، یا حتی ماهیگیری با باکلان نمی‌یابد. او، که عموماً متوجه خصایص زبان‌شناختی مکان‌هایی که دیده است بوده، به‌ نظر نمی‌رسد که متوجه وجود اندیشه‌نگاشت‌ها۳ شده باشد. تمام این امور نامحتملْ نویسندگان شکاک‌مسلک -ازجمله فرانسیس وودِ چین‌شناس در کتاب آیا مارکو پولو به چین رفت؟۴- را بر آن داشته تا تردیدهای بخصوصی دربارۀ واقعیت حضور او در آنجا ابراز کنند. نظر وود آن است که این کتاب بیشتر شبیه به جمع‌آوری تعدادی گزارش می‌نماید تا شرحی از سفری واقعی، که گذشته ‌از آن، بازسازی مراحل آن از روی اطلاعات درهم‌برهمی که به ما ارائه می‌شود بسیار دشوار خواهد بود.

فرانسیس وود، با ادامۀ برهانش تا سرانجامِ منطقی خود، اکثر سفرهای مارکو پولو را به چالش کشیده و این نظریه را می‌پروراند که، در واقعیت، او قدمی فراتر از قسطنطنیه ننهاده است، یعنی شهری که خانواده‌اش در آن صاحب رستورانی بودند که مسافرین پرشماری از آن می‌گذشتند و برای خیالات او خوراک فراهم می‌کردند. با اینکه ما معمولاً مدعای شهامت و کیفیت علمی اطلاعات او را قبول می‌کنیم، چنانچه شواهد را در نظر بگیریم، می‌بینیم که آنچه مارکو پولو از آن برخوردار بود مقدار زیادی تخیل بوده است، کیفیتی که ناقدان آثارش تأکیدی نابسنده بر آن داشته‌اند.

اگر این بازرگان ونیزی را در نظر بگیریم، زنانی که می‌گوید برای عموم آزادند و مردانی که سرِ سگ دارند، آنچه بازگو می‌کند و آنچه در گفتارش حذف شده است، و باور اینکه او اصلاً به چینِ تحت حکومت کوبلای‌خان رفته باشد مشکل خواهد بود. آیا واقعاً ممکن نیست که متن او به‌خوبی نشان‌دهندۀ این واقعیت مهم باشد که سفرنامه مجالی مطلوب برای تمرین داستان‌سرایی است.

 

توجه کنید که حتی واقعیت سفرهای پولو نیز به‌وضوح مانعی نشد برای دیدن صحنه‌هایی نامحتمل، یا دچارشدن به توهماتی چنان نافذ که حتی در حین نوشتن شرحش نیز او را در تسخیر خود داشتند. این صحنه‌ها قرابتی دارند با صحنه‌هایی که در خواب می‌بینیم، جایی‌ که جنسیت، هنگامی‌که مستقیماً بازنمایی نمی‌شود، مدام سر بر می‌آورد، یا مخلوقات مرکبی که توسط تصاویر متراکم تولید می‌شوند، یا جهان ایدئالی که در آن قدرقدرتیِ بچگانه۵ واقعیت غم‌افزای روزمره را از طریق نوعی سرخوشی روایی تغییر می‌دهد.

پیوند همیشگی میان سفرنامه و داستان‌سرایی به ‌این ‌معناست که ما با شیوۀ دیگری از کاربردِ حقیقت مواجهیم، جدای از روایت‌های سنتی که مجبورند میان حقیقت و دروغ یکی را برگزینند. در این کاربردْ داستان -یا دست‌کم عدم قطعیت دربارۀ اصالت وقایع گزارش‌شده- دارای نقشی فعال در روایت دانسته می‌شود و بنابراین خواننده را حتی ذره‌ای شوکه نمی‌کند، زیرا این اصل را پذیرفته است.

درواقع، باید به ‌خاطر داشت که این «صحنۀ دیگر»۶ فرویدی در انزوا ساخته نمی‌شود، بلکه چیزی تکثرگرایانه است. شرح‌های مارکو پولو در زمانۀ خودش نیز کارکردی به ‌همین ‌اندازه خوب داشته‌اند، زیرا پاسخگوی انتظاری بوده‌اند و به تخیلی جمعی تعلق داشتند که در آن هیچ‌کس در مطالعاتش از برخورد با مردان سگ‌سر تعجب نمی‌کرد. نوشته‌های مارکو پولو امروزه نیز به‌عنوان اسنادی معتبر پذیرفته می‌شوند، با اینکه به ‌نظر می‌رسد با موجودات خیالی و تخیلات آلوده شده‌اند.

بنابراین چیزی که می‌سازند فضایی برای خیالْ خارج از محدودیت‌های علم است. اگر سفرهای مارکو پولو یادآور نقشی باشند که داستان در هر سفرنامه‌ای ایفا می‌کند، مرزهای میان سفر و «ناسفر»۷ را نیز به پرسش می‌کشند. قرن‌ها پس از محنت‌های یکی از مشهورترین ماجراجویان در تاریخ، متخصصان قرون‌وسطا نتوانسته‌اند دربارۀ اینکه آیا او تا شرق دور رفته یا عاقلانه در خانه مانده است به توافق برسند.

 

این واقعیت، دربارۀ دشواری جداکردن سفر از ناسفر، چندین مثنوی حرف دارد، و دشواری این کار پیچیدگیِ تلاش برای فهمِ موشکافانۀ ایدۀ سفر را نشان می‌دهد. درحقیقت، موارد بینابینی زیادی میان سفر و ناسفر وجود دارد -همان‌طور که میان خواندن و نخواندن- و قرارداشتن در وضعیتی که دربارۀ مکان‌های ناشناخته بحث می‌شود، درواقع شایع‌تر از آن است که فکر می‌کنیم و محدود به موارد افراطیِ مسافرینی که در خانه می‌مانند نیست.

این عدم قطعیت دربارۀ مرز میان سفر و ناسفر ارتباط تنگاتنگی دارد با تخیلی که با توصیف هر مکانی همراه است. استعداد انسان‌ها برای تخیل‌کردن چیزها بیش و پیش از همه به ‌این ‌معناست که توصیفات مرتبط با سفرِ واقعی همیشه باید در حکم نوعی سایه‌روشن نگریسته شوند؛ باید تشخیص داد که تا چه حد، خواسته یا ناخواسته، با تخیلات شخصی آمیخته‌اند، و باید دانست که مسافر قادر است تا، با اعتقاد راسخ، صحنه‌ها یا مکان‌هایی خیالی را شرح دهد که وجودشان را باور کرده است.

علاوه‌برآن، تشخیص نقش فعال داستان در سفرنامه احتمالاً مسافرین بالقوۀ زیادی را از سفرکردن منصرف می‌کند. آن‌ها از این واقعیت آگاه شده‌اند که نکتۀ اساسیْ کیفیت خیالات تولیدشده دربارۀ مکان‌های مورد بازدید به‌اضافۀ قدرت روایی شرح آن‌هاست، خیال و شرحی که لزوماً برای جوانه‌زدن و رشدکردن قرار نیست از پایه‌گرفتن در سفری واقعی بهره ببرد.

من اغلب از خود پرسیده‌ام مارکو پولو آن ۲۰ سالی را که ناپدید شده بود کجا گذرانده و چه مشغلۀ رازآلودی او را در مکان مرموزی، که به‌عنوان حریم امنش انتخاب کرده بوده، نگاه داشته است. برخلاف فرانسیس وود، من شک دارم که مارکو پولو حتی تا قسطنطنیه رفته باشد. دانش تکه‌تکۀ او از چین می‌تواند به‌نحو دیگری نیز توضیح داده شود: از خلال صحبت‌هایی که با مسافران بازگشته به ایتالیا داشته است. بیشتر مایلم باور کنم که انتخاب او این بوده که به مکانی آرام و خلوت در نزدیکی ونیز پناه ببرد.

و اگر با این نظریه حرکت کنیم، غیرممکن نیست فکرکردن به اینکه بریدن مارکو پولو از جهان برای مدتی چنین دراز به‌خاطر عشق زنی بوده که از تعریف‌کردن سفرهای خیالی برای او لذت می‌برده است، قصۀ کشورهای کاملاً تخیلی‌ای که تلاش می‌کرده از آن‌ها عبور کند و هزاران رویارویی با مرگ که در ذهن خودش می‌آفریده است.

اطلاعات کتاب‌شناختی:
Bayard, Pierre. How to Talk About Places You’ve Never Been: On the Importance of Armchair Travel. Bloomsbury Publishing, 2016

 

نویسنده: پی‌یر بایار


ترجمۀ: علی امیری

پی‌نوشت‌ها:
* این مطلب را پی‌یر بایار نوشته است و در تاریخ ۱۵ مه ۲۰۱۶ با عنوان «Don’t go there» در وب‌سایت ایندیپندنت منتشر شده است. این نوشتار برای نخستین‌بار با عنوان «چطور دربارۀ جاهایی که هرگز نرفته‌ایم حرف بزنیم؟» و با ترجمۀ علی امیری در چهارمین شمارۀ فصلنامۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۲۹ مهر ۱۳۹۶ این مطلب را با همین عنوان بازنشر کرده است.

**‌ پی‌یر بایار (Pierre Bayard) استاد ادبیات و روانکاو نام‌آشنای فرانسوی است. موفق‌ترین کتابِ او چگونه دربارۀ کتاب‌هایی که نخوانده‌ایم حرف بزنیم (How to Talk About Books You Haven’t Read) نام دارد که انتشارات ترجمان علوم انسانی آن را ترجمه و منتشر کرده است. بایار با زبان طنازانۀ خود تلاش می‌کند تا تجربه‌های ما در زندگی را با نگاهی موشکاف و غیرکلیشه‌ای به تصویر بکشد.

*** گزیده‌ای از چگونه دربارۀ مکان‌هایی که هرگز نرفته‌ایم حرف بزنیم: دربارۀ اهمیت سفر در مبل راحتی، نوشتۀ پی‌یر بایار

[۱] Mastiff: یکی از نژادهای سگ [مترجم]
[۲] Griffin: شیردال یا گریفین موجودی افسانه‌ای است با بدن، دم و پاهای عقب شیر، و سر و بال‌ها و چنگال عقاب به‌عنوان پاهای جلویی (ویکی‌پدیا) [مترجم]
[۳] ideograms
[۴] ?Did Marco Polo Go to China
[۵] Infantile omnipotence
[۶] صحنۀ دیگر آن چیزی است که درمانگر، ورای روایت آگاهانۀ بیمار، می‌شنود. (منبع: نوشته‌های پیشاروانکاوی زیگموند فروید، ویراستۀ دانکن بارفورد و دیگران.) [مترجم]
[۷] Non-travel

چطور دربارۀ جاهایی که هرگز نرفته‌ایم حرف بزنیم؟ از سایت های مرجع دیگر در اولین همراه منتشر شده است
[ad_1]

خبر جدید زیر رو بخونید:

بررسی بیشتر ابعاد فقهی و قانونی تفسیر شورای نگهبان مبنی بر حضورنداشتن سپنتا نیکنام در شورای شهر یزد، در گفت و گوی قانون با حجت‌الاسلام «فاضل میبدی» در ادامه می آید.

بررسی بیشتر ابعاد فقهی و قانونی تفسیر شورای نگهبان مبنی بر حضورنداشتن سپنتا نیکنام در شورای شهر یزد، در گفت و گوی قانون با حجت‌الاسلام «فاضل میبدی» در ادامه می آید.

میبدی: روحانی در مورد سپنتا نیکنام ایستادگی کند

به گزارش پایگاه خبری اولین همراه، نظر شورای نگهبان در خصوص حضورنداشتن آقای نیکنام در شورای شهر، بدعتی سیاسی و دینی است. در هیچ‌کجای قرآن نیامده است که یک‌فرد غیرمسلمان حق مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی را ندارد. حضور افراد غیرمسلمان در پست‌های مدیریتی و اجرایی، خلاف شرع نیست. اعضای شورای نگهبان که مسئولیت تفسیر و انطباق قوانین را با شرع برعهده دارند، باید بر مدعای خود دلیل شرعی اقامه کنند.
 
وقتی نظری وجاهت دینی و قرآنی نداشته باشد، از اعتبار ساقط است و اگر اصرار بر اجرایش شود، به بدعت تبدیل خواهد شد. بدعت فقط در عبادت نیست بلکه در مسائل سیاسی و اجتماعی نیز وجود دارد. زیرا موضوعی که در دین خدا حلال محسوب می‌شود، به حرام تبدیل شده است. از‌سوی دیگر، شورای نگهبان با نظر خود رای مردم یزد را نیز نادیده گرفت این درحالی است که مقام معظم رهبری به دفعات از رای مردم به عنوان حق‌الناس یاد کرده‌اند.
 
فرض کنید که در تهران بیمارستاني تخصصی ساخته شده و پزشکي مسیحی به‌عنوان مدیر آن بیمارستان تعیین شود و همه کارمندان آن بیمارستان مسلمان باشند. پذيرفتني نیست که مدیریت آن فرد مسیحی را غیرشرعی بدانیم. اگر چنین بپنداریم، خلاف مقتضای عقل برداشت کرده‌ایم. با این استدلال غیرمسلمانان می‌توانند عضو شورای شهر، استاندار، فرماندار و حتی رییس‌جمهور شوند و در این خصوص هیچ منع شرعی وجود ندارد و اگر غیرمسلمانان مستأمن باشند نیز به مراتب اولی می‌توانند در امور حاکميتی مشارکت داشته باشند.
 
دنیای امروز، دنیای دارالحرب و دارالکفر نیست. جهان امروز، جهان شهروند و غیرشهروند است. با استناد به فقه سنتی یک مسلمان عراقی می‌تواند در کشور اسلامی دیگر مدیریت و حتی حکومت کند. اما بر اساس قانون اساسی امروز ایران، به دلیل آنکه شهروند ایرانی نیست، نمی‌تواند پست‌های اجرایی را اتخاذ کند؛یعنی معیار قانون اساسی، شهروندبودن و داشتن شناسنامه ایرانی است. پس یک مسلمان عراقی نمی‌تواند رییس‌جمهور ایران شود اما یک زرتشتی ایرانی از لحاظ قانونی چنین امتیازی را دارد.
 
در تقسیم‌بندی‌های جهانی، ملیت افراد از همه‌چیز مهم‌تر قلمداد می‌شود و دوره دارالکفرها تمام شده است.
 
راهکاری که به ذهن من می‌رسد این است که آقای روحانی محکم در برابر این تصمیم ایستادگی کند و نگذارد که این بدعت بزرگ در دوران ریاست‌جمهوری‌اش پدید آید. چنین موضوعاتی آنقدر در قانون و شرع روشن است که رییس‌جمهور به‌عنوان ناظر اجرای قانون اساسی می‌تواند به‌طورمستقیم به موضوع ورود کند. عده‌ای تنگ‌نظر سعی می‌کنند که حق مردم را نادیده بگیرند. پیش از هر انتخابات به زنان و اهل تسنن ارزش داده می‌شود اما وقتی انتخابات به پایان می‌رسد، تقسیم مسئولیت‌ها به‌طور عادلانه صورت نمی‌گیرد.

روحانی در مورد سپنتا نیکنام ایستادگی کند از سایت های مرجع دیگر در اولین همراه منتشر شده است
[ad_1]

خبر جدید زیر رو بخونید:

کاروان اسیران در روز اول صفر سال ۶۱ هجری وارد شام شد.

اولین همراه:کاروان از شبدیز گذشت. در این هنگام هاتفی
غیبی ندا داد:به خدا سوگند نزدتان نیامدم مگر آنکه در سرزمین کربلا، حسین
(ع) را دیدم که گونه‌هایش خاک‌آلود و حنجر مطهرش بریده شده بود. در اطراف
او جوانانی دیدم که از گلویشان خون می‌تراوید و چونان چراغ‌هایی در متن
ظلمت نور می‌افشاندند. حسین (ع) چراغی نورافشان در دل تاریکی‌ها بود. خدا
می‌داند که دروغ نمی‌گویم.
ام‌کلثوم پرسید:کیستی؟ پاسخ داد:رهبر جنّیان‌ام که به یاری حسین (ع) رفتم، ولی به خاک پایش نرسیدم و دیدم شهید شده است.
تبهکاران
اموی با شنیدن این صدا وحشت‌زده تصمیم به فرار گرفتند و می‌گفتند:وای بر
ما که اهی آتش‌ایم. در این هنگام نیز خبر رسید که نصر خزاعی لشکری آراسته
تا به شما حمله کند. آن‌ها از ترس به سمت صومعه راهب رفتند. راهب گفت:صومعه
جای کافی ندارد. سر‌ها را در دیر بگذارید و از بیرون محافظت کنید.
پذیرفتند و صندوق‌ها در دیر قرار گرفت. راهب زنان اسیر را نیز به درون
پذیرفت. صندوق متعلق به سر مبارک را در اتاقی ویژه گذاشت. اتاق روزنه‌ای
داشت. همین که شب به میانه رسید ناگهان دید اتاق از نور سرشار شد و لحظه‌ای
بعد سقف اتاق دو نیمه شد و تختی نورانی فرود آمد. زنی بر تخت نشسته بود و
فریادی برخاست که چشم فرو بندید. بانوانی که در هودج‌های نور فرو می‌آمدند؛
حوّا، صفیه، راجیل، مادر اسماعیل، مادر یوسف، مادر موسی، آسیه، مریم و حرم
پیامبر بودند. هر یک سر را می‌بوسید. نوبت به فاطمه زهرا (س) رسید. سر را
بوسه زد و بی‌هوش شد. راهب نیز بی‌هوش شد. وقتی به هوش آمد کسی نمی‌دید و
تنها صدایی می‌شنید که می‌گفت: «سلام بر تو‌ای کشته عزیز مادر! سلام بر
تو‌ای فرزند مظلوم مادر، سلام بر تو‌ای عزیز شهید مادر، غم و اندوه در دلت
مباد که خداوند اندوه و غم از دلت می‌زداید (و انتقام می‌گیرد) فرزندم! چه
کسی سرت را از تن جدا کرد. چه کسی تو را کشت و بر تو ستم کرد؟ فرزندم! چه
کسی حرم و اهل بیتت را اسیر و فرزندانت را یتیم کرد؟»
راهب وقتی به هوش
آمد. صندوق را گشود. سر را غسل داد و با کافور و مشک و زعفران معطر کرد و
گریان پرسید:تو کیستی؟ گمان می‌کنم از کسانی باشی که خدا در تورات و انجیل
ستوده است. خداوند تو را فضیلت و تأویل عنایت کرده است، چرا که زنان بزرگ
عالم بر تو نوحه‌گری کردند. می‌خواهم تو را به نام و نشان بشناسم.
ناگهان
لب‌ها حرکت کرد و فرمود: «منم مظلوم، منم مهموم، منم مغموم، منم که به تیغ
بیداد کشته شدم. منم که مظلوم جنگ و شقاوت ظالم‌ام. منم که بی‌جرم غارت
شدم. منم که از آب منع شدم و از شهر و دیار خویش رانده شدم.»
راهب
اشک‌ریزان و نالان پرسید به خدایت سوگند می‌دهم خود را بیشتر معرفی کن. سر
دیگر بار لب به سخن گشود: «اگر از نشان و نسب من می‌پرسی، منم فرزند محمد
مصطفی (ص)، منم فرزند علی مرتضی (ع)، منم فرزند فاطمه زهرا (س)، منم فرزند
خدیجه کبری (س)، منم فرزند کسی که چنگ زدن به دین و محبت او مانند چنگ زدن
به حلقه استوار و جدایی‌ناپذیر است. منم شهید کربلا، منم کشته کربلا، منم
مظلوم کربلا، منم عطشان، منم تشنه و غریب و تنهای کربلا، منم به تاراج رفته
کربلا، منم آن کسی که کافران در کربلایم بی‌یاور گذاشتند.»
راهب با
شنیدن این گفته‌ها، شهادتین گفت و همراه با او هفتاد تن دیگر به محضر امام
سجاد (ع) رسیدند و زنّار‌ها گسستند و مسلمان شدند و قافله از آنجا بار سفر
بربست و به سمت شام حرکت کرد.

بنابراین گزارش، کاروان اسیران کم‌کم به
دمشق نزدیک می‌شد. نوشته‌اند در نزدیکی دمشق، هاتفی ندا در داد:ای مردم! سر
فرزند دختر پیامبر و وصی او بر نیزه می‌چرخد؛ و مردم بی‌آنکه اندوهگین و
نالان باشند از هر منظر و تماشاگاه نظاره می‌کنند. نابینایان به تماشای تو
سرگرم‌اند و گوش‌ها از شنیدن مصیبت تو کر. هیچ باغی نیست مگر آنکه آرزومند
تربت و همسایگی خوابگاه تو را دارد. خانواده پیامبر را از آبی منع کردند که
دیگر روز گرگان بیابان سر در آن فرو برده بودند. زخم بر چشم‌های زیبایی
زدند که سُرمه زده بود و دستی را قطع کردند که مردم مهربانانه آن را
می‌فشردند.
این شعر با اندکی تغییر از دعبل خزاعی نقل شده است.
روز
اول ماه صفر سال ۶۱ هجری، کاروان اسیران، همراه سر مبارک امام حسین (ع) و
دیگر شهدا در محاصره سربازان و فرماندهان به شهر دمشق رسید. کاروان را سه
ساعت کنار دروازه نگاه داشتند تا شهر را کاملا بیارایند. دمشق پایتخت
استبداد و بیداد در صبحگاه اول ماه صفر منتطر ورود کاروانی است که ۷۵۰
کیلومتر راه را با شتر و استر، با حادثه‌های تلخ، در محاصره نیزه و شمشیر
پا به پای سر‌های پاک شهیدان طی کرده است.
شایان ذکر است چهلمین منزل،
شام، شهر دمشق و کاخ یزید است. دمشق، همچون همه شهر‌های آباد و پر رونق،
هماره مورد هجوم بوده است. اسرا را از باب‌الساعات وارد دمشق کردند.
درخواست ام‌کلثوم از شمر این بود که از دری وارد شوند که جمعیت کمتر باشد،
اما شمر برخلاف آن عمل کرد. شمر دستور داد سر‌ها را میان کجاوه‌ها بر
نیزه‌ها کنند. نوشته‌اند باب‌الساعات دورترین فاصله را تا دارالاماره یزید
داشت. اسرا را از این ورودگاه به سمت مسجد جامع که بازداشتگاه اسیران بود،
حرکت دادند. هنگام رسیدن قافله به دمشق، یزید در قصر خود به انتظار نشسته
بود و گویا از پنجره‌ای مشرف به مسیر، می‌نگریست.
یزید خود را برای جشن
بزرگ و پایانی آماده کرده بود. کاخ آراسته‌تر از همیشه منتظر بود. یزید بر
تخت نشست. چهارصد نفر از یزرگان، فرماندهان، سفیران مسیحی و شخصیت‌های
نامور قریش و چهره‌های مشهور در اطراف او بر پای ایستادند. کم‌کم کاروان را
به قصر یزید نزدیک کردند. خبر لحظه به لحظه به یزید می‌رسید و یزید دستار
یا تاج گران‌بها و جواهرنشان خودش را بر سر نهاد تا صولت و شکوه و شوکتش را
بیفزاید. یزید، پیش از ورود اسرا به کاخ، فرمان داد خوان گستردند و غذا
حاضر کردند و خود و یارانش به خوردن و نوشیدن پرداختند. یزید در پشت پرده،
زنان، همسران و دختران بنی‌امیه را قرار داده بود. ترتیب ورود کاروان به
قصر یزید، نخست سرها، سپس مردان اسیر و سرانجام زنان اسیر بوده است. یزید
سر را پیش رو قرار داد و مقابل او اسیران مرد نشستند و پشت سر زنان. در
هنگام ورود سکینه و فاطمه می‌کوشیدند تا سر را ببینند. حضرت زینب (س) با
دیدن سر بی‌تاب شد و با فریادی محزون صدا زد:یا حسیناه،‌ای محبوب قلب رسول
خدا،‌ای فرزند مکه و منی،‌ای فرزند دلبند سیده نساء،‌ای جگر گوشه محمد
مصطفی (ص). گریه و نوحه حضرت زینب (س) چنان بود که زنان پشت پرده و برخی
حاضران هم‌صدا شدند، اما یزید هیچ‌گونه تأثری از خود نشان نداد. حضرت سکینه
(س) می‌گوید سنگ‌دل‌تر از یزید و جفاکارتر و کافرتر و مشرک‎‌تر از او
ندیدم.
یزید در قصرش با غرور تمام خود را بر تخت جا‌به‌جا کرد و اسیران
را نگریست. چشمش به امام سجاد (ع) افتاد پرسید:جوان نامت چیست؟ امام که در
میان اسیران نشسته بود گفت:علی‌بن‌حسین (ع). یزید گفت:پدرت و جدت اراده
حکومت کردند. سپاس خدا را که هر دو را کشت و خونشان را ریخت! پدرت رابطه
خویشاوندی با ما گسست و حق ما را نادیده گرفت و در حکومت با ما درافتاد و
دیدی خدا با او چه کرد؟
امام سجاد (ع) بلافاصله در پاسخ فرمود::هیچ
مصیبتی در زمین و به جانتان نرسد مگر پیش از آنکه آن را بیافرینیم در کتابی
نگاشته شده است و این بر خدا آسان است.
یزید در پاسخ درماند. پسرش خالد
را گفت: او را پاسخ بده. خالد مبهوت و گنگ مانده بود و نگاه می‌کرد. یزید
در پاسخ این آیه را خواند:اگر شما را مصیبتی رسد به پاس گناهانی است که
کرده‌اید و خداوند بسیار گناهان را می‌بخشد.
امام در پاسخ فرمود::ای
فرزند معاویه و هند و صخر حکومت در دست پدران و اجداد ما بوده است، قبل از
آنکه تو متولد شوی، جد من علی‌بن‌ابی‌طالب در بدر و احد و خندق، پرچم رسول
خدا (ص) را در کف داشت و در جبهه مخالف، پرچم کفر در دست پدر و جد تو بود.

این سخنان چونان پتک بر فرق یزید فرود آمد. امام پس از این سخنان این
ابیات را زمزمه کرد:اگر پیامبر از شما بپرسد، شما که بهترین امت بودید چه
کردید با خاندان من پس از مرگ من، شما چه پاسخ خواهید داشت؟ گروهی را در
اسارت و زنجسر کشیدید و گروهی را به خاک و خون. این بود پاداش نصیحت‌های من
که گفتم با نزدیکان من به بدی رفتار نکنید؟
امام سجاد (ع) ادامه
داد:وای بر تو‌ای یزید، اگر می‌دانستی چه کرده‌ای و چه جنایاتی را در حق
پدر و خانواده و عمو‌های من مرتکب شده‌ای، سر به کوهستان می‌گذاشتی و خاک و
خاکستر بر سر می‌ریختی و همه را به سوگ و ماتم می‌خواندی. آیا سر فرزند
علی (ع) و فاطمه (س) -امانت عزیز رسول خدا-باید بر دروازه شهر آویزان شود؟
پاسخت چیست در روز ناگزیر قیامت؟ تو را به خواری و شرمساری بشارت می‌دهم.
یزید در هم شکسته و در خود می‌پیچید و پاسخی نداشت.
در
مجلس جشن و سور اموی، در تمسخر و طعنه و قهقهه و مستی یزید، طوفان و
گردبادی آغاز شد. هیچ‌کس تصور نمی‌کرد زنی این‌گونه ارکان حکومت را بلرزاند
و در قلب قدرت و قساوت، بلیغ و فصیح و مقتدرانه سخن بگوید. حضرت زینب (س)
از جا برخاست. نخست ستایش پروردگار آغاز کرد و این‌گونه تازیانه فریادش را
بر سر کفر و بیداد و فساد فرود آورد:خدایی را سپاس که پروردگار جهانیان است
و صلوات و درود بر سرور پیامبران. خدای بزرگ راست گفت که فرمود::پایان کار
زشت‌کاران آن است که آیات خدا را دروغ انگاشتند و به خنده و بازیچه
داشتند.‌ای یزید، پنداشتی که زمین و آسمان را از هر سو بر ما تنگ گرفتی و
ما را، چون اسیران به اسارت کشیدی؟ گمان کرده‌ای که این کار خوارداشت ما و
بزرگ‌داشت تو در پیشگاه الهی است؟ آیا انگاشته‌ای که قدر و جایگاه تو در
بارگاه پروردگار والا و بالاست که این‌گونه باد در بینی انداخته‌ای و
متکبرانه و مغرورانه و شادمانه به خود نگاه می‌کنی؟ خرم و نازانی که به
ظاهر، پایه‌های دنیایت را افراشته و رشته کارهایت را به هم پیوسته می‌بینی و
قدرت و حکومتی را که از آن ماست، بی‌رنج و دغدغه خاطر در چنگ می‌یابی؟
نه.. نه آرام‌تر.. آرام‌تر یزید! آیا سخن خدای بزرگ را فراموش کرده‌ای که
فرمود::کفرپیشگان گمان نکنند که اگر مهلت و فرصتشان دادیم کارساز و سودمند
خواهند بود-چنین نیست. مجالشان می‌دهیم تا گناه بر گناه بیفزایند و عذابی
خوارکننده و شکننده چشم به راهشان خواهد بود.‌ای پسر آزادشدگان! این داد و
عدالت است که تو زنان و کنیزکانت را در پرده بنشانی و دختران رسول خدا (ص)
در اسارت بگردانی؟ این رواست که چهره آنان آنان آشکار و حرمت‌هایشان شکسته و
از شهری به شهری سرگردان و هر کس و ناکس و دور و نزدیک و پست و شریف صورت
باز آن‌ها را بنگرد و آنان را مردی و یار و پناه و غمگساری نباشد؟
آری
چگونه می‌توان امید مهرورزی و عاطفه و دل‌سوزی از کسی داشت که جگر پاکان
نیک‌نام بدرد و گوشت تنش از خون شهیدان بروید! و چگونه از دشمنی و
کینه‌توزی کوتاهی کند آنکه هماره با قلبی از خشم شعله‌ور و از بُغض و حقد و
حسد لبریز به ما نگریسته است. آنگاه بی‌شرمانه و گستاخانه بسراید که:کاش
کشته‌شدکان بدر بودند و شادی‌کنان و پایکوبان می‌گفتند:یزید دست مریزاد!
این ابیات را همراه چوب زدن به دندان‌های اباعبدالله می‌خوانی؟ و چرا چنین
نگویی که زخم بر جان‌هایمان زده‌ای و ریشه‌ها از خاک برون کشیده‌ای و خون
ستارگان خاندان عبدالمطلب و فرزندان پیامبر را بر زمین ریخته‌ای. بزرگان را
صدا می‌زنی و می‌انگاری که آنان را می‌خوانی و از آنان آفرین و ناز شست
می‌خواهی؟ به همین زودی به آنان ملحق می‌شوی و آنگاه آرزو می‌کنی کاش دستت
خشک شده بود و زبانت لال و این‌گونه نمی‌گفتی.
خدایا انتقام ما را از
آنان بگیر و دادمان از بدادگران بستان و شعله غضبت را بر خون‌ریزان و
قاتلان ما فرو ریز.‌ای یزید! گمان نکن آنان که در راه خدا کشته شدند،
مردگان‌اند. نه.. ایشان زندگان‌اند و نزد پروردگار خویش روزی دار. تو را بس
است که خدا در آن روز حکم می‌راند، پیامبر دشمن توست و جبرئیل پشتوانه
ماست. به زودی خواهند دانست آنان که تو را بر گردن مسلمانان سوار کردند و
دستیار شدند، چه زشت‌کاری کردند و آن روز جایگاه چه کسی بدتر و لشکر چه کسی
ناتوان و شکست خورده است. سخن گفتن با تو بر من سخت و گران است. تو را
چقدر پست و حقیر می‌بینم و سرزنش و تحقیر تو را بزرگ می‌دانم و نکوهش و
توبیخ تو را مهم می‌شمرم، اما چشم‌های ما اشک‌ریز است و سینه‌های ما
اندوه‌خیز.
چقدر شگفت است شگفت که لشکر خدا به دست لشکریان شیطان و طلقا
کشته شوند و دستانشان از خون ما چنان سرشار که از سرانگشتانشان بچکد و
دهانشان از گوشت ما بدوشد و بچشد و آن تنهای پاک و پاکیزه را گرگان بیابان
دیدار کنند و درندگان و کفتار‌ها با آن پیکر‌ها آن‌گونه رفتار کنند.‌ای
یزید! اگر ما را غنیمت انگاشته‌ای به همین زودی بدهکار خواهی بود، در روزی
که هر چه پیش فرستاده‌ای دریافت کنی و خداوند به بندگان بیداد نمی‌کند. من
به خدا شکایت می‌کنم و بر او تکیه و اعتماد دارم. پس هر چه نیرنگ داری به
کار گیر و هر چه در توان داری به میدان آور و کوتاهی مکن، اما بدان به خدا
سوگند یاد ما زدودنی و محو کردنی نیست. وحی ما میرا نیست و ما را پایان و
شکست متصور نیست همان‌گونه که ننگ و عار تو پاک‌کردنی نیست. جز این است که
اندیشه تو لنگ است و درنگ تو در دنیا اندک و اندوخته‌های تو در آینده نزدیک
گسسته و پراکنده و روزگار تو گذرنده؟ آن روز منادی ندا می‌دهد:آگاه باشید
لعنت و نفرین خدا بر ستمگران باد!
خدای را سپاس که آغاز ما را با
مهربانی و نیکبختی و سعادت و پایان ما را با بخشش و شهادت و مغفرت همراه
کرد و از خدا می‌خواهم که پاداش ما را کامل گرداند و بر آن بیفزاید و پایان
نیکو عنایت فرماید و به شرافت تمام کند که او بخشنده و مهربان است و ما را
خدا کافی است و بهترین یاور و پشتوانه اوست.

پی نوشت:
۱. المنتخب
۲. معالی‌السبطین
۳. نفس‌المهموم
۴. آثار‌الباقیه
۵. مقتل‌الحسین خوارزمی
۶. لهوف
۷. مناقب
۸. بحارالانوار
۹. تاریخ طبری
۱۰. آینه در کربلاست (محمدرضا سنگری)

منبع:باشگاه خبرنگاران

اول صفر/ ورود به شام از سایت های مرجع دیگر در اولین همراه منتشر شده است
[ad_1]

بشنوید/ عاشق که بشی ۳۰ مهر ۱۳۹۶

خبر جدید زیر رو بخونید:

تازه ترین تک آهنگ احسان خواجه امیری خواننده موسیقی پاپ کشورمان با عنوان «عاشق که بشی» در فضای مجازی منتشر شد.

 بشنوید/ عاشق که بشی

 

اولین همراه| تازه ترین تک آهنگ احسان خواجه امیری خواننده موسیقی پاپ کشورمان با عنوان «عاشق که بشی» در فضای مجازی منتشر شد.

 

معرفی قطعه:

خواننده: احسان خواجه امیری

آهنگساز: فرشید ادهمی

ترانه‌سرا: عاطفه حبیبی

تنظیم‌کننده: معین راهبر  

 

نوازنده:کوعنا: آرمین قیطاسی – ویولن: احسان نی‌زن

 

تهیه‌کننده: مجید عبدی

ناشر: رویال هنر پارس

عکاس: سعید عبداللهی

 

طراح: فرید ناصری

 

بشنوید/ عاشق که بشی از سایت های مرجع دیگر در اولین همراه منتشر شده است
[ad_1]

خبر جدید زیر رو بخونید:

هواوی به تازگی فبلت Mate 10 را به علاقه مندان این دسته از گوشی های هوشمند معرفی کرد، قطعا مهم ترین ویژگی به کار گرفته شده در Mate 10 که باعث جذابیت حداکثری این فبلت گردیده بهره گیری این گجت از فناوری هوش مصنوعی است.

هواوی به تازگی فبلت Mate 10
را به علاقه مندان این دسته از گوشی های هوشمند معرفی کرد، قطعا مهم ترین
ویژگی به کار گرفته شده در Mate 10 که باعث جذابیت حداکثری این فبلت
گردیده، بهره گیری این گجت از فناوری هوش مصنوعی است، در ادامه به معرفی و
بررسی همه جانبه این فبلت دوست داشتنی می پردازیم.
نقد و بررسی اولیه Huawei Mate 10

نقاط قوت

  • صفحه نمایش از درخشندگی و وضوح تصویر بالایی برخوردار است.
  •  ظرفیت زیاد باتری.

نقاط ضعف

  • عدم پشتیبانی از شارژ بی سیم.
  • گجت ضد آب نیست.

تحول
بعدی صنعت گوشی های هوشمند در گرو بهره گیری از فناوری هوش مصنوعی است؛
شرکت های فعال در عرصه تولید گوشی های هوشمند سعی دارند تا با تجهیز
محصولات شان به فناوری هوش مصنوعی از نحوه استفاده کاربران از گجت ها آگاهی
دقیق تری پیدا کرده و بتوانند متناسب با نحوه کاربری هر نفر ویژگی های
منحصر به فردی را در اختیار او بگذارند.

فناوری
هوش مصنوعی مهم ترین ویژگی جدید موجود در فبلت Mate 10 است و در حالی که
زبان طراحی و ویژگی های این فبلت کمی قابل پیش بینی و خسته کننده بود اما
بهره گیری آن از هوش مصنوعی می تواند فروش نسبتا موفق آن در بازار را تضمین
کند.

قیمت

با
توجه به قیمت ۸۹۹ دلاری اعلام شده برای بازار استرالیا انتظار داریم تا پس
از ورود Mate 10 به بازار ایران و متعادل شدن قیمتش، کاربران با صرف هزینه
حدودا ۳ میلیون تومانی بتوانند نسبت به خرید این فبلت اقدام کنند.

نقد و بررسی اولیه Huawei Mate 10

طراحی و صفحه نمایش


اگر
از کاربران محصولات اخیر شرکت هواوی همچون Mate9 و یا Mate 8 بوده باشید
سبک طراحی ظاهر Mate 10 برایتان آشنا و بعضا خسته کننده است، در واقع ظاهر
گوشی شباهت زیادی به گوشی P10 دارد و اصلی ترین تفاوت این دو گجت در اندازه
بزرگ تر Mate 10 و نیز قاب پشتی شیشه ای به کار رفته در تولید بدنه آن
خلاصه می شود.

نقد و بررسی اولیه Huawei Mate 10
با وجود جثه بزرگ این فبلت ۵٫۹ اینچی کاربر به هنگام در دست گرفتن آن احساس راحتی می کند، البته اگر دستان کوچکی دارید قطعا نمی توانید رضایت زیادی از صفحه بزرگ آن داشته باشید، اما اگر از کاربران فبلت ها بوده باشید به نظر نمی رسد مشکلی با Mate 10 پیدا کنید.

در لبه پایینی گجت شاهد به کارگیری درگاه  USB-C هستیم و با نگاه به لبه فوقانی می توانیم جک ۳٫۵ میلی متری صدا را ببینیم. رنگ های در نظر گرفته شده برای Mate 10 عبارت اند از طلای، صورتی، مشکی و قهوه ای که خاص ترین و زیبا ترین رنگ آن قهوه ای به نظر می رسد. صفحه نمایش تعبیه شده در Mate 10 اندازه ای ۵٫۹ اینچی دارد، نسبت تصویر آن ۱۶:۹ است و می تواند دقت تصویری معادل ۲۵۶۰ در ۱۴۴۰ پیکسل را به نمایش بگذارد.
 
با مقایسه صفحه نمایش این فبلت جدید با نمونه قبلی و یا Mate 9 تغییرات و بهبود های گسترده اعمال شده در صفحه نمایش Mate 10 نظر ما را به خود جلب کرد، درخشندگی صفحه نمایش Mate 10 معادل ۷۳۰ نیت است که در مقایسه با درخشندگی صفحه نمایش Mate 9 پیشرفتی ۳۰ درصدی را نشان می دهد، از طرف دیگر و وقتی به بحث کیفیت تصویر می رسیم، کیفیت تصویر موجود در صفحه نمایش Mate 10 به هیچ وجه با کیفیت صفحه فول اچ دی Mate 9 قابل قیاس نیست.

البته طراحی Mate 10 خیلی جذاب نیست و در مقابل حاشیه صفحه نمایش جزئی موجود در Mate 10 Pro حرفی برای گفتن ندارد، طراحی  Mate 10 کمی قدیمی به نظر می رسد، در واقع اگر از قاب پشتی شیشه ای آن صرف نظر کنیم Mate 10 در بحث ظاهری تفاوت زیادی را با Mate 9 نشان نمی دهد و در دوره ای که دیگر رقبا با عرضه محصولاتی مانند Samsung Galaxy Note 8 و Apple iPhone X حداکثر تلاش خود را برای تحول در طراحی ظاهری به نمایش گذاشته اند گجتی با ظاهر Mate 10 از شانس زیادی برای جلب نظر کاربران برخوردار نخواهد بود.

سخت افزار و نرم افزار

Mate 10 اولین گوشی هواوی است که به طور پیش فرض از آخرین نسخه سیستم عامل اندروید و یا Android Oreo استفاده می کند، البته سیستم عامل موجود در این گجت قدری با نمونه نصب شده بر روی Google Pixel 2 متفاوت است، رابط کاربری جدید شرکت هواوی Emotion UI 8 نام دارد و به لطف آن ظاهر سیستم عامل Mate 10 در مقایسه با سیستم عامل اندروید نصب شده در سایر گجت ها متفاوت است و ویژگی های بیشتری را نیز به کاربر ارائه خواهد داد.

اگر به محصولات شرکت هواوی علاقه داشته باشید و اخبار این شرکت چینی را دنبال کنید می دانید که نسخه پیشین رابط کاربری این شرکت Emotion UI 5.1 نام داشت و تنها دلیل وجود عدد ۸ در نامگذاری رابط کاربری جدید شرکت هواوی تمایل کارشناسان این شرکت در ایجاد هماهنگی با نام و عدد آخرین نسخه سیستم عامل اندروید بوده است.
نقد و بررسی اولیه Huawei Mate 10

از جدید ترین ویژگی های اضافه شده به رابط کاربری Emotion UI 8 می توان به قابلیت تقسیم سریع صفحه نمایش به دو قسمت ( به منظور سهولت در Multi Tasking) و نمایش نکات آموزنده برای تجربه بهتر کاربر در استفاده از گجت اشاره کرد. قدرت سخت افزاری در بالاترین سطح قرار دارد و می تواند به عنوان یک پوئن مثبت در افزایش فروش گجت تاثیر زیادی بگذارد؛ پردازنده Kirin 970 به روز ترین و قدرتمند ترین پردازنده تولید شده توسط شرکت هواوی است.

Mate 10 از آخرین سطح فناوری هوش مصنوعی بهره می برد، بدین ترتیب گجت همیشه نحوه استفاده کاربر و رفتار های وی را تحت نظر دارد و رفته رفته سعی می کند تا نحوه عملکرد خود را طبق رفتار های کاربر بهینه سازی کند. هنوز تصویر مشخصی از نحوه عملکرد و ویژگی های فناوری هوش مصنوعی به کار گرفته شده در Mate 10 وجود ندارد و به نظر می رسد باید برای آگاهی از قابلیت های هوش مصنوعی این فبلت تا زمان رسیدن آن به بازار ایران صبر کنیم.

از دیگر فاکتور های سخت افزاری به کار گرفته شده در تولید Mate 10 می توان به حافظه رم ۴ گیگابایتی و ۶۴ گیگابایت حافظه داخلی با امکان استفاده از کارت حافظه Micro SD با ظرفیت حداکثر ۲۵۶ گیگابایت اشاره کرد. در اولین تست های انجام شده سخت افزار Mate 10 عملکرد سریع و قدرتمندی را به نمایش گذاشت، نرم افزار ها به سرعت اجرا می شدند و به هنگام اجرای همزمان نرم افزار های متعدد هیچ گونه کاهش سرعتی مشاهده نشد.

باتری و دوربین


ظرفیت
باتری Mate 10 در مقایسه با Mate 9 تغییری نداشته و امیدواریم باتری ۴۰۰۰
میلی آمپری در نظر گرفته شده برای این فبلت بتواند به خوبی از پس تامین
انرژی آن بر آید. علاوه بر این فناوری شارژ سریع به کار گرفته شده در این
فبلت جدید تفاوتی با نمونه استفاده شده در تولید Mate 9 ندارد، البته طبق
ادعای شرکت سازنده انتظار داریم تا سرعت شارژ شدن باتری Mate 10 در مقایسه
با iPhone 8 Plus 50 درصد بیشتر باشد، گفته می شود باتری این فبلت جدید
هواوی می تواند در عرض یک ساعت از حالت صفر به ۵۸ درصد شارژ برسد.

نقد و بررسی اولیه Huawei Mate 10

اصلی ترین ضعف Mate 10 در این بحث عدم پشتیبانی آن از شارژ بی سیم است و برای شارژ کردن این گجت هنوز به کابل شارژ نیاز داریم. دوربین های Mate 10 در مقایسه با دوربین های P10 تغییر و پیشرفت خاصی را نشان نمی دهند و همانند گذشته شاهد به کار گیری ماژول دوربین دوگانه ۲۰ مگاپیکسلی برای دوربین اصلی و استفاده از یک دوربین ۱۲ مگاپیکسلی برای دوربین سلفی هستیم.

گجت به هنگام عکس برداری با دوربین اصلی از هر دو لنز به صورت همزمان استفاده می کند و جزئیات ثبت شده توسط لنز Monochrome با اطلاعات رنگی ثبت شده توسط لنز RGB را برای رسیدن به عکس نهایی تلفیق می کند. دوربین های Mate 10 از همه ویژگی های پیشین موجود در دوربین های Mate 9 و P10 پشتیبانی می کند و علاوه بر این پیشرفت های جزئی را نیز نشان می دهند.

هر لنز ماژول دوربین اصلی از یک دیافراگم f/1.6 استفاده می کند که می تواند به عکس برداری در شرایط نوری نا مناسب و محیط های تاریک کمک شایانی داشته باشد. شرکت سازنده برای قابلیت عکس برداری سریع و لحظه ای در Mate 10 از فناوری فوکوس اتوماتیک هیبریدی ۴ گانه استفاده کرده است و باید بدانید که فناوری هوش مصنوعی اضافه شده به این فبلت نیز می تواند تاثیر به سزایی در پیشرفت عکاسی آن داشته باشد.
 
نقد و بررسی اولیه Huawei Mate 10

هنوز تصویر واضحی از نحوه تاثیر و عملکرد فناوری هوش مصنوعی در عملیات عکاسی گجت وجود ندارد اما با اطلاعتی که در دست داریم می دانیم که هوش مصنوعی به شناخت سوژه عکاسی کمک می کند و بسته به سوژه ای که قصد ثبت عکس آن را دارید تنظیمات دوربین را تغییر می دهد. هوش مصنوعی می تواند ۱۴ حالت مختلف را برای عکاسی شما در نظر بگیرد که از جمله آنها می توان به حالت تصویر برداری از گربه، سگ، منظره، حالت سلفی و… اشاره کرد و انتظار می رود تا شرکت هواوی در آینده ای نزدیک تعداد حالت های مذکور را افزایش دهد.

نقد و بررسی اولیه Huawei Mate 10

نتیجه گیری

تنها عاملی که می تواند نحوه عملکرد و ویژگی های ارائه شده توسط فناوری هوش مصنوعی موجود در Mate 10 را روشن تر کند گذشت زمان است. در این لحظه نمی دانیم که هوش مصنوعی Mate 10 چه تاثیری در استفاده روزمره ما از این فبلت خواهد داشت اما اگر عملکرد نهایی آن با ادعای شرکت سازنده و شایعات موجود در بازار تطابق داشته باشد شاید نحوه استفاده ما از یک گوشی هوشمند به کلی تغییر کند.

نقد و بررسی اولیه Huawei Mate 10

اگر از فناوری هوش مصنوعی اضافه شده به Mate 10 صرف نظر کنیم این فبلت در مقایسه با نسل پیشین و یا Mate 9 تغییر زیادی نداشته و به همین دلیل انتظار داریم تا کاربرد های حاصل از فناوری هوش مصنوعی متعدد و چشمگیر باشند؛ در غیر این صورت انتظار نمی رود Mate 10 آمار فروش موفقی را برای شرکت هواوی به ثبت برساند.

معرفی هواوی میت ۱۰؛ پرچم‌داری با هوش مصنوعی از سایت های مرجع دیگر در اولین همراه منتشر شده است
[ad_1]

خبر جدید زیر رو بخونید:

با سخنرانی حجت الاسلام شیخ حسین انصاریان ، مداحی کربلایی نریمان پناهی ، حاج سعید حدادیان ، حاج امیر کرمانشاهی ، کربلایی محمد حسین پویانفر و ذاکرین اهل بیت (ع)

مراسم عزاداری آخرین روز محرم با سخنرانی حجت الاسلام شیخ حسین انصاریان ، مداحی کربلایی نریمان پناهی ، حاج سعید حدادیان ، حاج امیر کرمانشاهی ، کربلایی محمد حسین پویانفر و ذاکرین اهل بیت (ع) در حسینیه حصار بوعلی برگزار شد .

اولین همراه: تصاویر این مراسم را ببینید :   

مراسم عزاداری آخرین روز محرم در حسینیه حصار بوعلی از سایت های مرجع دیگر در اولین همراه منتشر شده است
[ad_1]

خبر جدید زیر رو بخونید:

کارشناسان پزشکی قانونی گفته‌اند دلیل مرگ پابلو نرودا، شاعر برنده جایزه نوبل ادبیات شیلی، بیماری سرطان پروستات نبوده است.

دلیل مرگ پابلو نرودا

    پابلو نرودا، شاعر، نماینده مجلس و سفیر سابق شیلی در فرانسه در سال ۱۹۷۱ جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد

کارشناسان پزشکی قانونی گفته‌اند دلیل مرگ پابلو نرودا، شاعر برنده جایزه نوبل ادبیات شیلی، بیماری سرطان پروستات نبوده است.

تا کنون گفته می‌شد نرودا در سال ۱۹۷۳ چند روز پس از کودتای نظامیان که منجر به روی کار آمدن ژنرال آگوستو پینوشه شد، به دلیل سرطان پروستات درگذشت.

مانوئل آرایا، راننده پابلو نرودا همواره بر این باور بوده که دلیل مرگ نرودا، مسموم کردن او توسط سرویس اطلاعاتی شیلی بوده است.

آزمایش‌های جدید که پس از نبش قبر صورت گرفته است نشان می‌دهد دلیل مرگ پابلو نرودا بیماری سرطان نبوده اما هنوز دلیل اصلی مرگ مشخص نیست و احتمالا این دلیل تا یک سال بعد مشخص می‌شود.

دکتر اورلیو لونا در یک نشست خبری گفته است که متخصصان پزشکی قانونی “صد در صد” مطمئن هستند که جواز مرگ صادر شده برای نرودا با واقعیت نمی‌خواند.

شانزده کارشناس بین‌المللی گفته‌اند که سرطان پروستات نرودا مرگبار نبوده و طرف ثالثی احتمالا دخیل بوده است.

این افراد تحقیقات خود را اکنون روی زهرابه (توکسین) یافت شده از بقایای جسد نرودا متمرکز خواهند کرد.

برخی بر این باورند نرودا به این خاطر که هوادار سرسخت سالوادور آلنده، رئیس‌جمهوری سرنگون شده شیلی بود، مسموم شد.

پابلو نرودا، به جز ادبیات در سیاست هم فعال بود. او از اعضای سرشناس حزب کمونیست شیلی به شمار می‌رفت و در مقطعی گفته می‌شد قرار بوده رهبری مقاومت علیه دولت ژنرال پینوشه را به عهده بگیرد.

دلیل مرگ پابلو نرودا

همسر نرودا مرگ شوهرش به خاطر بیماری سرطان پروستان را نمی‌پذیرفت

مانوئل آرایا، راننده پابلو نرودا گفته است که پابلو نرودا در سال ۱۹۷۳ به او از بیمارستانی در سانتیاگو زنگ زده و گفته بود پس از آن که تزریقی به معده او صورت گرفته، احساس تهوع دارد. این تزریق در خواب صورت گرفت. نرودا چند ساعت بعد درگذشت.

دلیل مرگ پابلو نرودا “سرطان نبود” از سایت های مرجع دیگر در اولین همراه منتشر شده است
[ad_1]

خبر جدید زیر رو بخونید:

مرکز ماهر نسبت به انتشار نوع جدیدی از بدافزار باج گیر در فضای سایبری کشور هشدار داد که این ویروس، برای هدف قراردادن کاربران فارسی زبان طراحی شده است.

مرکز ماهر نسبت به انتشار نوع جدیدی از بدافزار باج گیر در فضای سایبری
کشور هشدار داد که این ویروس، برای هدف قراردادن کاربران فارسی زبان طراحی
شده است.

هشدار مرکز ماهر؛شیوع باج گیر سایبری جدید در کشور/ استفاده از ایمیل جعلی «رستاخیز»

مرکز مدیریت امداد و هماهنگی عملیات رخدادهای رایانه ای
نسبت به نوع جدیدی از باج افزار خطرناک با زمینه فارسی در فضای سایبری
کشور هشدار داد.

بررسی های مرکز ماهر نشان می دهد که باج افزاری
موسوم به TYRANT با الهام از یک باج افزار متن باز در فضای سایبری منتشر
شده است که از صفحه باج خواهی به زبان فارسی استفاده می کند و طبیعتا برای
هدف قرار دادن کاربران فارسی زبان طراحی شده است.

نیمی از آنتی ویروسها قادر به شناسایی «تای رنت» هستند

این
باج افزار در محیط سیستم عامل های ویندوزی عمل می کند .تا این لحظه تقریبا
فقط نیمی از آنتی ویروس‌های معتبر، قادر به شناسایی این بدافزار هستند.

تای رنت ۱۵ دلار باج می خواهد

باج
افزار TYRANT با قفل کردن دسترسی به سامانه های قربانی و رمزکردن فایل های
سیستم ، اقدام به مطالبه ۱۵ دلار باج به شکل ارز الکترونیکی کرده و از
بستر غیر قابل پیگیری تلگرام(@Ttypern) و ایمیل(rastakhiz@protonmail.com)
برای برقراری ارتباط با قربانی و بررسی پرداخت باج، استفاده می‌ کند.

 
هشدار مرکز ماهر؛شیوع باج گیر سایبری جدید در کشور/ استفاده از ایمیل جعلی «رستاخیز»

روش انتشار با فیلترشکن سایفون

در
گزارش های واصله، روش انتشار این باج افزار استفاده از پوشش فیلترشکن
سایفون بوده و از طریق شبکه های اجتماعی با فریفتن کاربران، آنها را تشویق
به دریافت و اجرای فایلی اجرایی با ظاهر سایفون می کند که در حقیقت حاوی بد
افزار است.

البته با توجه به ماهیت حمله، استفاده از دیگر روش های
مرسوم برای توزیع این بدافزار، از جمله پیوست ایمیل، انتشار از طریق وب
سایت آلوده یا RDP حفاظت نشده نیز محتمل است.

روش انتقال باج که این
باج افزار از آن استفاده می کند، Web money است و سازنده باج افزار، مدت
۲۴ ساعت فرصت برای پرداخت باج، در نظر گرفته است. همچنین به منظور راهنمایی
قربانی، آدرس تعدادی از وب سایت های فارسی ارائه کننده این نوع از ارز
الکترونیکی توسط باج افزار معرفی می شوند.

هشدار مرکز ماهر؛شیوع باج گیر سایبری جدید در کشور/ استفاده از ایمیل جعلی «رستاخیز»

تحلیل‌های اولیه نشان می‌دهد که احتمالا این نسخه اول یا آزمایشی از یک
حمله بزرگتر باشد چرا که با وجود مشاهده شدن کدهای مربوط به رمزگذاری فایل
ها، گاهی باج افزار موفق به رمزگذاری فایل های قربانی نمی شود و از آن
مهمتر اینکه با وجود ایجاد تغییرات بسیار در رجیستری سیستم قربانی، موفق به
حفظ قابلیت اجرا در زمان پس از ریستارت کردن سیستم نمی شود. با این وجود
به نظر نمی رسد که تاکنون از محل این باج افزار خسارت قابل توجه ای ایجاد
شده باشد.

راهکار های پیشگیری را جدی بگیرید

  1. از دریافت فایلهای اجرایی در شبکه های اجتماعی و اجرای فایلهای ناشناخته و مشکوک پرهیز شود.
  2. از دانلود و اجرای فایل‌های پیوست ایمیل‌های ناشناس و هرزنامه‌ها خودداری شود.
  3. دقت ویژه در به روزرسانی دایم سیستم عامل و آنتی ویروس.
  4. دقت ویژه در پرهیز از استفاده از دسترسی راه دور و در صورت عدم امکان حذف دسترسی راه دور و رعایت دقیق تمهیدات امنیتی
  5. عدم استفاده از مجوز دسترسیAdministrator  روی سیستم‌های کاربران سازمانی

اواسط هفته گذشته نیز وزیر ارتباطات اعلام کرد که به تعدادی از وب سایتهای ایرانی حمله ای صورت پذیرفت.

محمدجواد
آذری جهرمی با تاکید براینکه دامنه این حمله سایبری شناسایی و کنترل شده
است از تربیت ۱۰ هزار نیروی امنیت سایبری طی ۴ سال آینده خبر داده است.

شیوع باج گیر سایبری جدید در کشور از سایت های مرجع دیگر در اولین همراه منتشر شده است
[ad_1]

خبر جدید زیر رو بخونید:

علت نامگذاری ماه صفر را دراینجا بخوانید.

اولین همراه:ماه صفر دومین ماه قمری است در دوران جاهلیت آن را ناجز می‌نامیدند. در
نامگذاری این ماه دو جهت ذکر شده است، یکی اینکه از «صُفْرَة(زردی)»گرفته
شده؛ زیرا زمان انتخاب نام، مقارن فصل پاییز و زردی برگ درختان بوده است.

دلیل دیگر اینکه از«صِفْر(خالی)» گرفته شده، زیرا مردم پس از پایان ماههای حرام، روانه جنگ می‌شدند و شهرها خالی می‌شد.

ماه صفر که بنا به روایتی ، روز اول آن روز واردشدن کاروان اسرای کربلا
به شام است و حوادث تلخ دیگری از جمله شهادت دختر ۳ ساله امام حسین
(ع)،رحلت جانگداز پیامبر اکرم (ص) در روز ۲۸ این ماه واقع شده و پایان ماه
نیز مصادف با شهادت هشتمین پیشوای شیعیان امام رضا (ع) است.

منبع:باشگاه خبرنگاران

علت نامگذاری ماه صفر از سایت های مرجع دیگر در اولین همراه منتشر شده است
[ad_1]


Fatal error: Call to undefined function wp_pagenavi() in /home/etoonxyz/avalinhamrah.ir/wp-content/themes/Bartar/archive.php on line 59